Adams County’s Gold
(اَدَمز کاونتیز گولد)
طلای منطقهٔ آدامز
Adams Academy was a good school.
(اَدَمز اَکادِمی واز اِ گود اسکول)
آکادمی آدامز مدرسهٔ خوبی بود.
Boys lived there and took classes.
(بویز لیوْد ذِر اَند توک کلاسِز)
پسرها آنجا زندگی میکردند و درس میخواندند.
Tom worked hard all week.
(تام وُرکْت هارد آل ویک)
تام تمام هفته سخت کار میکرد.
On a spring Saturday, he wanted to do something fun.
(آن اِ اسپرینگ سَتَردِی، هِی وانتِد تو دو سامثینگ فان)
در یک شنبهٔ بهاری، میخواست کار جالبی انجام دهد.
He asked his friend Jeff to go to the movie theater.
(هی اَسکْد هیز فِرِند جِف تو گو تو ذِ مووی تیئِتَر)
او از دوستش جف خواست به سینما بروند.
“Sorry,” Jeff answered.
(“ساری،” جِف آنْسَرْد)
جف پاسخ داد: «ببخشید.»
“I’m going to a concert!”
(“آیم گوئینگ تو اِ کانسرْت!”)
«دارم به یک کنسرت میروم!»
So Tom asked Joe to go to the movies.
(سو تام اَسکْد جو تو گو تو ذِ موویز)
پس تام از جو خواست به سینما برود.
But Joe’s soccer team had a game.
(بَت جوز ساکِر تیم هَد اِ گِیم)
اما تیم فوتبال جو بازی داشت.
Next, Tom went down the hall to Brad’s room.
(نِکست، تام وِنت داون ذِ هال تو بْرَدز روم)
بعد، تام به اتاق برد در پایین راهرو رفت.
Brad was reading a very large old book.
(بْرَد واز ریدینگ اِ وِری لارج اولد بوک)
برد داشت کتابی بسیار بزرگ و قدیمی میخواند.
“Hi, Brad,” Tom said.
(“های، بْرَد،” تام سِد)
تام گفت: «سلام، برد.»
“Are you reading a dictionary?
(“آر یو ریدینگ اِ دیکشِنِری؟)
«داری دیکشنری میخوانی؟
It looks ancient.”
(ایت لوکس اِینشِنت)
به نظر باستانی میآید.»
“No.
(“نو)
«نه.
This is called The Wealth of Adams County.
(دِیس ایز کالْد ذِ وِلْث آو اَدَمز کاونتی)
اسم این کتاب «ثروت منطقهٔ آدامز» است.
It’s about hidden gold in Adams County.
(ایتس اَباوت هیدِن گولد این اَدَمز کاونتی)
دربارهٔ طلای پنهان در منطقهٔ آدامز است.
It’s more than a century old.
(ایتس مور دَن اِ سِنچری اُولْد)
قدمت آن بیش از یک قرن است.
It was published in 1870!
(ایت واز پابلیشْد این اِیتین سِوِنتی!)
در سال ۱۸۷۰ منتشر شده است!
Look, it even has the original cover on it.”
(لوک، ایت ایوِن هَز ذِ اُرِجِنَل کاوِر آن ایت)
نگاه کن، حتی جلد اصلی هم روی آن است.»
Tom asked, “Where did you get it?”
(تام اَسکْد، “وِر دِید یو گِت ایت؟”)
تام پرسید: «از کجا آوردی؟»
“It’s from my dad’s friend.
(“ایتس فرام مای دَدز فِرِند)
برد پاسخ داد: «از دوست پدرم است.
He is a nice gentleman, an officer in the army,” answered Brad.
(هِی ایز اِ نایس جِنتلمَن، اَن آفِسَر این ذِ آرْمی،” آنْسَرْد بْرَد)
او مرد محترم خوبی است، یک افسر در ارتش.»
“Does the gold really exist?” Tom asked.
(“داز ذِ گولد رِیَلی اِگزیست؟” تام اَسکْد)
تام پرسید: «آیا آن طلا واقعاً وجود دارد؟»
“I don’t know, but maybe!
(“آی دونْت نو، بَت مِیبی!)
«نمیدانم، اما شاید!
There are clues in this book.
(ذِر آر کلوز این دِیس بوک)
در این کتاب سرنخهایی وجود دارد.
Let’s find it!”
(لِتس فایند ایت!)
بیا پیدایش کنیم!»
Looking for gold sounded like fun.
(لوکینگ فُر گولد ساوندِد لایک فان)
دنبال طلا گشتن به نظر کار جالبی میآمد.
The first clue was to find a flat tree underground.
(ذِ فِیرست کلو واز تو فایند اِ فْلَت تری اَندِرگراوند)
اولین سرنخ پیدا کردن یک درخت تخت زیر زمین بود.
“It must be in the forest,” Tom said.
(“ایت مَست بی این ذِ فورِست،” تام سِد)
تام گفت: «حتماً در جنگل است.»
Brad said, “The flat tree could be a board under the dirt.
(بْرَد سِد، “ذِ فْلَت تری کُود بی اِ بُورد اَندِر ذِ دِرْت)
برد گفت: «درخت تخت میتواند یک تخته زیر خاک باشد.
It could cover the gold.”
(ایت کُود کاوِر ذِ گولد)
ممکن است طلا را پوشانده باشد.»
Tom and Brad dug in the dirt all morning.
(تام اَند بْرَد دَگ این ذِ دِرْت آل مورنینگ)
تام و برد تمام صبح در خاک کندند.
The process of looking for gold made them hungry.
(ذِ پراسِس آو لوکینگ فُر گولد مِید دِم هانگری)
فرایند جستجوی طلا آنها را گرسنه کرد.
They were ready to stop for lunch.
(دِی وِر رِدی تو استاپ فُر لانچ)
آماده بودند برای ناهار دست بکشند.
But then Brad hit something hard.
(بَت دِن بْرَد هیت سامثینگ هارد)
اما بعد برد به چیز سختی برخورد کرد.
It was a board!
(ایت واز اِ بُورد)
یک تخته بود!
Brad pounded on the board until it broke.
(بْرَد پاوندِد آن ذِ بُورد اَنتِل ایت بُرُوک)
برد آنقدر به تخته کوبید تا شکست.
There was a small hole under it.
(ذِر واز اِ اسمال هول اَندِر ایت)
زیر آن سوراخ کوچکی بود.
“Look!” He held up a gold coin.
(“لوک!” هِی هِلْد آپ اِ گولد کُویْن)
«نگاه کن!» او یک سکهٔ طلا را بالا گرفت.
Tom saw a piece of paper in the hole.
(تام سات اِ پیس آو پِیپِر این ذِ هول)
تام تکهای کاغذ در سوراخ دید.
“Brad, there’s more.
(“بْرَد، ذِرز مور)
«برد، چیز دیگری هم هست.
It’s a map to the rest of the gold.”
(ایتس اِ مَپ تو ذِ رِست آو ذِ گولد)
این نقشهٔ بقیهٔ طلاهاست.»
Brad smiled.
(بْرَد اسمایلْد)
برد لبخند زد.
“Let’s go!” And they hurried to find the wealth of Adams County.
(“لِتس گو!” اَند دِی هَرید تو فایند ذِ وِلْث آو اَدَمز کاونتی)
«بزن بریم!» و آنها با عجله رفتند تا ثروت منطقهٔ آدامز را پیدا کنند.