agent
مأمور، جاسوس (اِیجِنت)
an agent is a person who tries to get secret information about another country or government
مأمور شخصی است که سعی میکند اطلاعات مخفی درباره کشور یا دولت دیگر به دست آورد
(اَن اِیجِنت ایز اَ پرسن هو تِرایز تو گِت سیکرِت اینفورمِیشِن اَباوت اَنَدر کانتری یا گاورنمنت)
air duct
کانال هوا (ایر داکت)
an air duct is a duct or pipe for air to flow through to the rooms of a building
کانال هوا یک لوله یا مجرا برای جریان هوا به اتاقهای یک ساختمان است
(اَن ایر داکت ایز اَ داکت یا پایپ فور ایر تو فلو ثرو تو دِ رومز آو اَ بیلدینگ)
brain
مغز (بِرِین)
a brain is the organ of the body in the head that controls functions, movements, sensations, and thoughts
مغز عضوی از بدن در سر است که عملکردها، حرکات، احساسات و افکار را کنترل میکند
(اَ بِرِین ایز دِ اورگَن آو دِ بودی این دِ هِد دَت کَنتْرُلز فانکشنز، موومِنتس، سِنسِیشِنز، اَند تاتس)
breathe
نفس کشیدن (برید)
to breathe means to move air into and out of your lungs
نفس کشیدن یعنی هوا را به داخل و خارج ریههای خود حرکت دادن
(تو برید مینز تو موو ایر اینتو اَند اوت آو یور لانگز)
code
رمز (کُد)
a code is a set of letters, numbers or symbols that is used to secretly send messages to someone
رمز مجموعهای از حروف، اعداد یا نمادها است که برای ارسال مخفیانه پیام به کسی استفاده میشود
(اَ کُد ایز اَ سِت آو لِتِرز، نامبِرز یا سیمبُلز دَت ایز یوزد تو سیکرِتلی سِند مِسِجیز تو ساموان)
collection
مجموعه (کَلِکشِن)
a collection is a group of interesting or beautiful objects brought together in order to show or study them
مجموعه گروهی از اشیاء جالب یا زیبا است که برای نمایش یا مطالعه آنها گردآوری شده است
(اَ کَلِکشِن ایز اَ گروپ آو اینترِستینگ یا بیوتیفُل آبجِکتس برات توجِدَر این اُردِر تو شو یا اِستادی دِم)
complete
تکمیل کردن، کامل کردن (کامپلیت)
to complete means to finish making or doing something
کامل کردن یعنی ساختن یا انجام کاری را به پایان رساندن
(تو کامپلیت مینز تو فینیش مِیکینگ یا دوئینگ سامسینگ)
crack
شکستن (رمز)، حل کردن (کَرَک)
to crack means to find an answer or solution to something
شکستن یعنی پاسخ یا راه حلی برای چیزی پیدا کردن
(تو کَرَک مینز تو فایند اَن اَنسِر یا سولوشِن تو سامسینگ)
duty
وظیفه (دیوتی)
a duty is something that is done as part of a job
وظیفه کاری است که به عنوان بخشی از شغل انجام میشود
(اَ دیوتی ایز سامسینگ دَت ایز دَن اَز پارت آو اَ جاب)
flamingo
فلامینگو (فِلَمینگو)
a flamingo is a tall wading bird with mainly pink or scarlet plumage and long legs and neck
فلامینگو پرندهای بلند و آبچر است با پرهایی عمدتاً صورتی یا قرمز و پاها و گردنی بلند
(اَ فِلَمینگو ایز اَ تال وِیدینگ بِرد ویث مِینلی پینک یا اِسکارلِت پلومیج اَند لانگ لِگز اَند نِک)
H.Q.
مقر (اِچ.کیو)
H.Q. is an abbreviation for headquarters. a place from which something such as a business or a military action is controlled or directed
مخفف headquarters است. مکانی که از آنجا چیزی مانند یک کسبوکار یا یک عملیات نظامی کنترل یا هدایت میشود
(اِچ.کیو ایز اَن اَبریویِیشِن فور هِدکوارتِرز. اَ پلیس فرام ویچ سامسینگ ساچ اَز اَ بیزْنِس یا اَ میلیتِری اَکشن ایز کَنتْرُلْد یا دایرِکتِد)
in good shape
خوشاندام، در وضعیت خوب (این گود شِیپ)
to be in good shape means to be physically strong and in healthy condition
خوشاندام بودن یعنی از نظر جسمی قوی و در وضعیت سالم بودن
(تو بی این گود شِیپ مینز تو بی فیزیکَلی استرانگ اَند این هِلتی کاندیشِن)
intelligence
اطلاعات مخفی (اینتِلِجِنس)
intelligence is secret information that a government collects about an enemy or possible enemy
اطلاعات مخفی اطلاعات سری است که یک دولت درباره دشمن یا دشمن احتمالی جمعآوری میکند
(اینتِلِجِنس ایز سیکرِت اینفورمِیشِن دَت اَ گاورنمنت کَلِکتس اَباوت اَن اِنِمی یا پاسِبِل اِنِمی)
mission
مأموریت (میشِن)
a mission is a task or job that someone is given to do
مأموریت یک وظیفه یا کاری است که به کسی داده میشود تا انجام دهد
(اَ میشِن ایز اَ تاسک یا جاب دَت ساموان ایز گیوِن تو دو)
peacock
طاووس (پیکاک)
a peacock is a male peafowl, which has very long tail feathers that it can spread like a fan
طاووس پرنده نر طاووسی است که پرهای دم بسیار بلندی دارد که میتواند مانند بادبزن باز کند
(اَ پیکاک ایز اَ مِیل پیفاول، ویچ هَز وِری لانگ تِیل فِدِرز دَت ایت کَن اِسپرِد لایک اَ فَن)
secret
راز، مخفی (سیکِرِت)
a secret is a fact or piece of information that is kept hidden from other people
راز یک واقعیت یا قطعه اطلاعاتی است که از دیگران پنهان نگه داشته میشود
(اَ سیکِرِت ایز اَ فَکت یا پیس آو اینفورمِیشِن دَت ایز کِپْت هیدِن فرام اَدر پیپل)
sneak
مخفیانه حرکت کردن، دزدکی رفتن (اسنیک)
to sneak means to move quietly and secretly in order to avoid being noticed
مخفیانه حرکت کردن یعنی بیصدا و پنهانی حرکت کردن تا دیده نشوی
(تو اسنیک مینز تو موو کوایتلی اَند سیکرِتلی این اُردِر تو اَویْد بِیینگ نوتیسْد)
spy
جاسوس (اسپای)
a spy is a person who tries secretly to get information about a country or organization for another country or organization
جاسوس شخصی است که به طور مخفیانه سعی میکند اطلاعاتی درباره یک کشور یا سازمان برای کشور یا سازمان دیگر به دست آورد
(اَ اسپای ایز اَ پرسن هو تِرایز سیکرِتلی تو گِت اینفورمِیشِن اَباوت اَ کانتری یا اورگنایزِیشِن فور اَنَدر کانتری یا اورگنایزِیشِن)
—
In Lesson 48, you learned about the present perfect verb tense
در درس ۴۸، با زمان حال کامل آشنا شدید
(این لِسِن فورتی اِیت، یو لِرْنْد اَباوت دِ پِرِزِنت پِرفِکت وُرب تِنس)
Remember, it is the auxiliary verb “have/has” plus the past participle form of a verb
به یاد داشته باشید، این فعل کمکی “have/has” به اضافه شکل گذشته فعل است
(ریمِمبِر، ایت ایز دِ آگزیلیِری وُرب “هَو/هَز” پلاس دِ پَست پارتیسِپِل فورم آو اَ وُرب)
In this lesson, you hear the same verb in the present verb tense, the past verb tense, and the present perfect verb tense
در این درس، همان فعل را در زمان حال، زمان گذشته و زمان حال کامل میشنوید
(این دیس لِسِن، یو هیر دِ سِیم وُرب این دِ پِرِزِنت وُرب تِنس، دِ پَست وُرب تِنس، اَند دِ پِرِزِنت پِرفِکت وُرب تِنس)
Anna’s boss, Ms. Weaver, uses the present verb tense
رئیس آنا، خانم ویور، از زمان حال استفاده میکند
(آنا باس، میز ویوِر، یوزز دِ پِرِزِنت وُرب تِنس)
Yes, spies sometimes sneak down air ducts
بله، جاسوسها گاهی از کانالهای هوا پایین میروند
(یس، اسپایز سامتایمز اسنیک داون ایر داکتس)
Then Anna uses the present perfect verb tense
سپس آنا از زمان حال کامل استفاده میکند
(دِن آنا یوزز دِ پِرِزِنت پِرفِکت وُرب تِنس)
I have never snuck down an air duct
هیچوقت از کانال هوا پایین نرفتهام
(آی هَو نِوِر اِسناک داون اَن ایر داکت)
After Anna sneaks down the air duct, she uses the past verb tense to tell Ms. Weaver that she did it
بعد از اینکه آنا از کانال هوا پایین میرود، از زمان گذشته برای گفتن به خانم ویور استفاده میکند که این کار را انجام داده است
(آفتر آنا اسنیکس داون دِ ایر داکت، شی یوزز دِ پَست وُرب تِنس تو تِل میز ویوِر دَت شی دِد ایت)
I did it
انجامش دادم
(آی دِد ایت)
I sneaked down an air duct
از یک کانال هوا پایین رفتم
(آی اسنیکْد داون اَن ایر داکت)
Notice that the past tense form of “sneak” can be either “sneaked” or “snuck”
توجه داشته باشید که شکل گذشته فعل “sneak” میتواند “sneaked” یا “snuck” باشد
(نوتیس دَت دِ پَست تِنس فورم آو “اسنیک” کَن بی ایذر “اسنیکْد” یا “اسناک”)
For irregular verbs, the past tense verb form may be different from the past participle
برای افعال بیقاعده، شکل فعل گذشته ممکن است با شکل گذشته (past participle) متفاوت باشد
(فور ایرِگیولِر وُربز، دِ پَست تِنس وُرب فورم مِی بی دیفرِنت فرام دِ پَست پارتیسِپِل)
For example, drive – drove – driven
به عنوان مثال، drive – drove – driven
(فور اِگزَمپل، دِرایو – دروو – دریوِن)
Ashley drives a small car
اشلی یک ماشین کوچک میراند
(اَشلی دِرایوز اَ اسمال کار)
Anna and Marsha drove across the country
آنا و مارشا در سراسر کشور رانندگی کردند
(آنا اَند مارشا دروو اَکراس دِ کانتری)
Anna and Ashley have driven to work together since last month
آنا و اشلی از ماه گذشته با هم به سر کار رانندگی کردهاند
(آنا اَند اَشلی هَو دریوِن تو وُرک توجِدَر سینس لَست مَنت)
For regular verbs, the past participle is the same as the past verb tense form
برای افعال منظم، شکل گذشته (past participle) با شکل زمان گذشته یکسان است
(فور رِگیولِر وُربز، دِ پَست پارتیسِپِل ایز دِ سِیم اَز دِ پَست وُرب تِنس فورم)
Here is the same pattern with a regular verb, “ask”
در اینجا همان الگو با یک فعل منظم، “ask” آورده شده است
(هیر ایز دِ سِیم پَتِرن ویث اَ رِگیولِر وُرب، “اَسک”)
I ask many questions in English class
در کلاس انگلیسی سوالات زیادی میپرسم
(آی اَسک مِنی کِسچِنز این اینگلیش کلاس)
The teacher asked me to stop asking so many questions
معلم از من خواست که از پرسیدن این همه سوال دست بردارم
(دِ تیچِر اَسکْد می تو استاپ اَسکینگ سُو مِنی کِسچِنز)
I have asked the teacher about the homework many times
بارها از معلم درباره تکلیف سوال پرسیدهام
(آی هَو اَسکْت دِ تیچِر اَباوت دِ هوموُرک مِنی تایمز)
Now you try it
حالا تو امتحان کن
(ناو یو تِرای ایت)
Try making sentences with the irregular verb “speak”
سعی کن با فعل بیقاعده “speak” جمله بسازی
(تِرای مِیکینگ سِنتِنسز ویث دِ ایرِگیولِر وُرب “اسپیک”)
The past tense is “spoke” and the past participle is “spoken”
شکل گذشته آن “spoke” و شکل گذشته (past participle) آن “spoken” است
(دِ پَست تِنس ایز “اسپوک” اَند دِ پَست پارتیسِپِل ایز “اسپوکِن”)
I speak English every day
هر روز انگلیسی صحبت میکنم
(آی اسپیک اینگلیش اِوری دی)
My friend and I spoke English yesterday after school
من و دوستم دیروز بعد از مدرسه انگلیسی صحبت کردیم
(مای فرِند اَند آی اسپوک اینگلیش یِستِردی آفتر اسکول)
I have spoken English with my friends many times since we began using Let’s Learn English
از زمانی که شروع به استفاده از Let’s Learn English کردیم، بارها با دوستانم انگلیسی صحبت کردهام
(آی هَو اسپوکِن اینگلیش ویث مای فرِندز مِنی تایمز سینس وی بیکَن یوزینگ لَتس لِرن اینگلیش)