• ۴۰۰۰ واژه ضروری فصل ششم درس سی‌ام: میانبر

    The Shortcut

    (دِ شُرت کَت)

    میان‌بر

    A truck driver was driving cargo from the outback to the coast.

    (اِ تراک درایوِر واز درایوینگ کارگو فرام دِ اوت‌بک تو دِ کوست)

    یک راننده کامیون در حال حمل بار از مناطق دورافتاده به ساحل بود.

    His load was comprised of many types of ore.

    (هیز لود واز کامپرایزد اِو مِنی تایپس آو اور)

    محموله او شامل انواع مختلف سنگ‌معدن بود.

    He needed a huge truck to carry its bulk to a ship waiting at a pier on the country’s eastern coast.

    (هی نیدید اِ هیوج تراک تو کَری ایتس بولک تو اِ شیپ ویتینگ اَت اِ پیر آن دِ کانتریز ایسترن کوست)

    او به کامیون بسیار بزرگی نیاز داشت تا آن حجم عظیم را به کشتی‌ای برساند که در اسکله‌ای در ساحل شرقی کشور منتظر بود.

    At the border between two counties, he’d have to pay a tariff on the cargo.

    (اَت دِ بوردِر بیتوین تو کانتیز، هید هَو تو پِی اِ تَریف آن دِ کارگو)

    در مرز بین دو شهرستان، او باید عوارض (تعرفه) بار را می‌پرداخت.

    However, he could keep his money if he avoided the station at the border.

    (هاوِوِر، هی کود کیپ هیز مانی اِف هی اِوویدد دِ استِیشِن اَت دِ بوردِر)

    با این حال، اگر از ایستگاه مرزی عبور نمی‌کرد، می‌توانست پولش را پس‌انداز کند.

    He worried about getting in trouble for not paying the tariff, but the thought of not having to spend the money outweighed this concern.

    (هی وورید اِباوت گتین این ترابل فور نات پِیینگ دِ تَریف، بَت دِ ثات آو نات هَویینگ تو اسپند دِ مانی اوت‌وِید دِس کانسِرن)

    او نگران دردسر ناشی از پرداخت نکردن عوارض بود، اما وسوسه خرج نکردن آن پول، بر این نگرانی چربید.

    He took out his road map.

    (هی توک اوت هیز رود مَپ)

    نقشه راهش را بیرون آورد.

    To his surprise, it depicted a small road that had a dual advantage.

    (تو هیز سَرپرایز، ایت دیپیکتِد اِ اسمال رود دَت هَد اِ دیوَل اَدونتیج)

    در کمال تعجب، روی آن جاده کوچکی نشان داده شده بود که دو مزیت داشت.

    It not only avoided the border station but also was a shorter route to the coast.

    (ایت نات آنلی اِوویدد دِ بوردِر استِیشِن بَت اُلسو واز اِ شورتَر روت تو دِ کوست)

    این جاده نه تنها از ایستگاه مرزی دور می‌شد، بلکه مسیر کوتاه‌تری به ساحل بود.

    He decided to take the shortcut.

    (هی دیسایدِد تو تِیک دِ شُرت کَت)

    تصمیم گرفت که میان‌بر را انتخاب کند.

    However, along his journey, he soon ran into problems.

    (هاوِوِر، اِلانگ هیز جِرنی، هی سون رَن اینتو پرابلمز)

    با این حال، در طول سفر، به زودی با مشکلاتی روبرو شد.

    First, he had to cross a small wooden bridge.

    (فِرست، هی هَد تو کراس اِ اسمال وودِن بریج)

    ابتدا مجبور شد از یک پل کوچک چوبی عبور کند.

    His truck weighed too much for the bridge.

    (هیز تراک وِید تو مَچ فور دِ بریج)

    کامیون او برای این پل بیش از حد سنگین بود.

    It was analogous to an elephant trying to stand on a tree branch.

    (ایت واز اَنالاگوس تو اِن اِلِفِنت ترایینگ تو اِستاند آن اِ تری بْرَنچ)

    این کار مانند فیل بود که بخواهد روی شاخه درخت بایستد.

    The bridge started to break as the truck crossed, and the trailer tilted to the right.

    (دِ بریج استارتد تو برِیک اَز دِ تراک کراست، اَند دِ تریلِر تیلتد تو دِ رایت)

    همان طور که کامیون عبور می‌کرد، پل شروع به شکستن کرد و تریلر به سمت راست کج شد.

    Fortunately, the truck made it safely across, but most of the ore fell into the river below.

    (فورچونِتلی، دِ تراک مِید ایت سِیفلی اِکراس، بَت موست آو دِ اور فِل اینتو دِ ریوِر بیلو)

    خوشبختانه، کامیون سالم به آن طرف رسید، اما بیشتر سنگ‌معدن‌ها به رودخانه زیر سقوط کردند.

    Next, it was a very hot day.

    (نِکست، ایت واز اِ وِری هات دِی)

    بعد، روز بسیار گرمی بود.

    The thermometer read over 100 degrees Fahrenheit.

    (دِ تِرمامِتَر رِد اووِر وان هاندرِد دیگریز فارن‌هایت)

    دماسنج بیش از ۱۰۰ درجه فارنهایت را نشان می‌داد.

    The truck’s engine became too hot, so the driver parked it in the shade of a grove of trees until it cooled down.

    (دِ تراکس اِنجین بیکِیم تو هات، سو دِ درایوِر پارکت ایت این دِ شِید آو اِ گروو آو تریز اَنتیل ایت کولد داون)

    موتور کامیون بیش از حد داغ شد، بنابراین راننده آن را در سایه یک بیشه درختان پارک کرد تا خنک شود.

    Later, he took a wrong turn.

    (لِیتِر، هی توک اِ رانگ تِرن)

    بعداً، در یک پیچ، اشتباه رفت.

    He stopped and took out his binoculars.

    (هی استاپت اَند توک اوت هیز بیناکیولِرز)

    ایستاد و دوربین دوچشمی‌اش را بیرون آورد.

    He scanned his surroundings and eventually discovered a landmark that led him back to the proper route.

    (هی اِسکند هیز سَراوندینگز اَند اِوِنچوآلی دیسکاوِرد اِ لَندمارک دِت لِد هیم بَک تو دِ پراپَر روت)

    اطراف را زیر نظر گرفت و سرانجام یک نشانه جغرافیایی پیدا کرد که او را به مسیر اصلی بازگرداند.

    Finally, he arrived at the pier, but the ship wasn’t there.

    (فاینَلی، هی اِرایود اَت دِ پیر، بَت دِ شیپ وازنت دِیر)

    سرانجام، به اسکله رسید، اما کشتی آنجا نبود.

    When he asked about the ship’s whereabouts, a man said that it had left thirty minutes earlier.

    (وِن هی اَسکت اِباوت دِ شیپس وِیراباوتس، اِ مَن سِد دَت ایت هَد لِفت تِرتی مینیتس اِرلیِر)

    وقتی درباره مکان کشتی پرسید، مردی گفت که کشتی سی دقیقه زودتر حرکت کرده است.

    He had not fulfilled his contract.

    (هی هَد نات فولفیلد هیز کانترَکت)

    او به قراردادش عمل نکرده بود.

    He realized then the paradox of the shortcut.

    (هی ریلایزد دِن دِ پاراداکس آو دِ شُرت کَت)

    او آنگاه به تناقض میان‌بر پی برد.

    The shortest route can be the longest, and vice versa, a long route may be the fastest.

    (دِ شورتَست روت کَن بی دِ لانگِست، اَند وایس وَرسا، اِ لانگ روت مِی بی دِ فاستِست)

    کوتاه‌ترین مسیر می‌تواند طولانی‌ترین باشد، و برعکس، یک مسیر طولانی ممکن است سریع‌ترین باشد.

    یک سری لغات مهم این درسو براتون با تلفظ فارسی قرار میدم: 

    cargo (کارگو): محموله / بار
    comprised (کامپرایزد): شامل بود / تشکیل شده بود
    ore (اور): سنگ معدن
    tariff (تَریف): تعرفه / عوارض گمرکی
    analogous (اَنالاگوس): مشابه / قابل قیاس
    trailer (تریلِر): تریلر / تریلی
    tilted (تیلتِد): کج شد / متمایل شد
    binoculars (بیناکیولِرز): دوربین دوچشمی
    landmark (لَندمارک): نشانه جغرافیایی / مکان شاخص
    route (روت): مسیر
    vice versa (وایس وَرسا): برعکس