• ستاره دنباله دار، دنباله اش را از کجا آورد

    How Comet Got His Tail

    (هاو کامِت گات هیز تِیل)

    ستارهٔ دنباله‌دار، دنباله‌اش را از کجا آورد

     

    A solitary rock roamed through the cold gloom of space.

    (اِ سَالیتِری راک رومْد ترو ذِ کُولْد گلوم آو اِسپِیس)

    سنگی تک و تنها از میان فضا در تاریکیِ سرد پرسه می‌زد.

     

    It slowly moved through space with a feeling of sadness.

    (ایت اسلوولی مووْد ترو اِسپِیس ویذ اِ فیلینگ آو سَدنِس)

    به‌آرامی در فضا با غم و ناراحتی حرکت می‌کرد.

     

    In the large and beautiful galaxy, it was only a tiny rock.

    (این ذِ لارج اَند بیوتیفُل گَلَکسی، ایت واز اونلی اِ تاینی راک)

    در کهکشانی بزرگ و زیبا، فقط یک سنگ کوچک بود.

     

    It felt as small as an atom.

    (ایت فِلت اَز اسمال اَز اَن اَتَم)

    به اندازهٔ یک اتم کوچک بود.

     

    On its journeys, it encountered many amazing objects.

    (آن ایتس جورْنیز، ایت اِنکاونْتَرِد مِنی اَمِیزینگ آبجِکتس)

    در سفرهایش، با خیلی از اشیاء حیرت‌انگیز مواجه شد.

     

    It flew by beautiful moons that were covered with dust.

    (ایت فلو بای بیوتیفُل مونز ذَت وِر کاوِرْد ویذ داست)

    از کنار ماه‌های زیبایی پرواز کرد که پوشیده از گردوغبار بودند.

     

    “Why can’t I be as beautiful as them?” it thought.

    (“وای کَنت آی بی اَز بیوتیفُل اَز دِم؟” ایت تات)

    با خود فکر کرد: «چرا من نمی‌توانم به زیبایی آنها باشم؟»

     

    The rock passed a large planet.

    (ذِ راک پَسْد اِ لارج پْلَنِت)

    سنگ از کنار سیارهٔ بزرگی عبور کرد.

     

    The sphere was hundreds of times larger than the breadth of the small rock.

    (ذِ اسفیر واز هانْدْرِدز آو تایمز لارْجِر دَن ذِ بِرِدث آو ذِ اسمال راک)

    کره صدها برابر بزرگ‌تر از عرض سنگ کوچک بود.

     

    “Why can’t I be as large as that?” it wondered.

    (“وای کَنت آی بی اَز لارج اَز ذَت؟” ایت واندِرْد)

    سنگ فکر کرد: «چرا من نمی‌توانم به اندازهٔ آن بزرگ باشم؟»

     

    The rock was filled with despair.

    (ذِ راک واز فیلْد ویذ دیسْپِیر)

    سنگ پر از ناامیدی شد.

     

    It was surrounded by beauty and greatness, yet it was just a small and ugly fragment of rock.

    (ایت واز سِرآونْدِد بای بیوتی اَند گِرِیتنِس، یِت ایت واز جاست اِ اسمال اَند اَگلی فْرَگمَنت آو راک)

    اطرافش را زیبایی و عظمت فراگرفته بود، اما او فقط قطعهٔ کوچک و زشتی از سنگ بود.

     

    One day, it approached the area of a bright star.

    (وان دی، ایت اَپروچْد ذی اِریا آو اِ برایت اِستار)

    یک روز، به منطقهٔ ستارهٔ روشنی نزدیک شد.

     

    “What’s wrong?” the star asked.

    (“واتس رانگ؟” ذِ اِستار اَسکْد)

    ستاره پرسید: «چه شده؟»

     

    “Oh, I wish I had a higher status in the galaxy.

    (“او، آی ویش آی هَد اِ هایِر اِستیتَس این ذِ گَلَکسی)

    سنگ پاسخ داد: «آه، کاش جایگاه بالاتری در کهکشان داشتم.

     

    All the other objects are so beautiful and large,” the rock replied.

    (آل ذی اَذَر آبجِکتس آر سو بیوتیفُل اَند لارج،” ذِ راک ریپلایْد)

    همهٔ اشیاء دیگر خیلی قشنگ و بزرگ هستند.»

     

    “But I’m just an ugly rock.”

    (بَت آیام جاست اَن اَگلی راک)

    «اما من فقط یک سنگ زشتم.»

     

    The star considered the problem.

    (ذِ اِستار کانسیدِرْد ذِ پرابْلَم)

    ستاره مشکل را بررسی کرد.

     

    At last, it said, “You don’t have to worry anymore.

    (اَت لَست، ایت سِد، “یو دونْت هَو تو وَری اِنیمور)

    در نهایت، گفت: «دیگر لازم نیست نگران باشی.

     

    I think I can help.”

    (آی تینک آی کَن هِلپ)

    فکر می‌کنم می‌توانم کمک کنم.»

     

    The star radiated its light brighter and hotter than it had ever done before.

    (ذِ اِستار رِیدِیتِد ایتس لایت برایتَر اَند هاتَر دَن ایت هَد اِوِر دان بیفور)

    ستاره نورش را روشن‌تر و داغ‌تر از هر زمان گذشته تابید.

     

    “Come a little closer,” the star said to the rock.

    (“کام اِ لیتِل کلوزَر،” ذِ اِستار سِد تو ذِ راک)

    ستاره به سنگ گفت: «کمی نزدیک‌تر بیا.»

     

    The rock drifted closer to the star.

    (ذِ راک دْریفتِد کلوزَر تو ذِ اِستار)

    سنگ به ستاره نزدیک‌تر شد.

     

    Suddenly, the ice that was in the rock’s tiny holes melted and became gas.

    (سادِنلی، ذی آیس ذَت واز این ذِ راکْز تاینی هولز مِلْتِد اَند بیکِیم گَس)

    ناگهان، یخی که در سوراخ‌های ریز سنگ بود ذوب شد و به گاز تبدیل شد.

     

    Then, the gas came out behind the comet to form a brilliant tail.

    (دِن، ذِ گَس کِیم اوت بِهایند ذِ کامِت تو فورم اِ بریلیَنت تِیل)

    بعد، گاز از پشت ستارهٔ دنباله‌دار بیرون آمد تا دنبالهٔ درخشانی ایجاد کند.

     

    The tail shone with all the colors of the spectrum.

    (ذِ تِیل شون ویذ آل ذِ کالَرز آو ذِ اِسپِکترَم)

    دنباله با تمام رنگ‌های طیف می‌درخشید.

     

    The little rock had become a beautiful comet.

    (ذِ لیتِل راک هَد بیکام اِ بیوتیفُل کامِت)

    سنگ کوچک به ستارهٔ دنباله‌دار زیبایی تبدیل شده بود.

     

    It looked so amazing.

    (ایت لوکْد سو اَمِیزینگ)

    خیلی شگفت‌انگیز به نظر می‌رسید.

     

    It realized that the star helped it change its appearance.

    (ایت رِیَلایزْد ذَت ذِ اِستار هِلپْد ایت چِینْج ایتس اَپیرَنس)

    فهمید که ستاره به او کمک کرد تا ظاهرش را تغییر دهد.

     

    “Thank you,” the comet said and then flew away with its new beautiful tail following behind it like a giant cape.

    (“ثَنگ یو،” ذِ کامِت سِد اَند دِن فلو اَوِی ویذ ایتس نیو بیوتیفُل تِیل فالوینگ بِهایند ایت لایک اِ جایَنت کِیپ)

    ستارهٔ دنباله‌دار گفت: «متشکرم» و بعد با دنبالهٔ زیبای جدیدش که پشت او مثل شنل بزرگی بود، پرواز کرد.