When last we saw Anna, she had made a new friend
آخرین باری که آنا را دیدیم، یک دوست جدید پیدا کرده بود
And they had been talking about superheroes for a while when suddenly Anna became Lightning Bolt Lady
و آنها مدتی بود که درباره ابرقهرمانان صحبت میکردند که ناگهان آنا تبدیل به صاعقهخانم شد
She tried to find her superpowers
او سعی کرد ابرقدرتهایش را پیدا کند
But it did not go well
اما خوب پیش نرفت
She can’t fly, become invisible or create a force field
او نمیتواند پرواز کند، نامرئی شود یا میدان نیرو ایجاد کند
And she really cannot walk through walls
و واقعاً نمیتواند از دیوارها عبور کند
Ouch, Lightning Bolt Lady
آخ، صاعقهخانم
She had been walking into that wall for about 15 minutes when she had a great idea
حدود ۱۵ دقیقه بود که به آن دیوار میخورد که یک ایده عالی به ذهنش رسید
I just had a great idea
یک ایده عالی به ذهنم رسید
I can’t wait to hear this one
بیصبرانه منتظرم این یکی را بشنوم
But first, let’s talk about grammar
اما اول، بیایید درباره گرامر صحبت کنیم
Professor Bot is on vacation this week
پروفسور بات این هفته در تعطیلات است
I’m the announcer
من گوینده هستم
So, I’m going to tell you about the past perfect continuous
بنابراین، میخواهم درباره گذشته کامل استمراری به شما بگویم
We use this verb tense to show that an action started in the past and continued to another time or action in the past
ما از این زمان فعل برای نشان دادن اینکه عملی در گذشته شروع شده و تا زمان یا اقدام دیگری در گذشته ادامه داشته است استفاده میکنیم
For example, I said, “She had been walking into that wall for about 15 minutes when she had a great idea.”
به عنوان مثال، من گفتم، “حدود ۱۵ دقیقه بود که به آن دیوار میخورد که یک ایده عالی به ذهنش رسید.”
Had been walking is the past perfect continuous of the verb walk
Had been walking شکل گذشته کامل استمراری فعل walk است
It’s had been plus the -ing form of the verb
این had been به اضافه شکل -ing فعل است
You’ll hear me use this verb tense a few more times today
امروز چند بار دیگر خواهید شنید که من از این زمان فعل استفاده میکنم
Now, what am I forgetting
حالا، چه چیزی را فراموش میکنم
Oh right
اوه، درست است
Lightning Bolt Lady’s great idea
ایده عالی صاعقهخانم
If I want to know my superpowers, I’ll need to learn about lightning
اگر میخواهم ابرقدرتهایم را بدانم، باید درباره صاعقه یاد بگیرم
So, she read many books about lightning
بنابراین، او کتابهای زیادی درباره صاعقه خواند
Wow
وای
A lightning strike usually lasts less than a second
یک صاعقه معمولاً کمتر از یک ثانیه طول میکشد
Lightning is really fast and I like speed walking
صاعقه واقعاً سریع است و من پیادهروی سریع را دوست دارم
So, maybe one of my superpowers is super-speed walking
پس، شاید یکی از ابرقدرتهایم پیادهروی سریع ابرقهرمانی باشد
Bye
خداحافظ
Check
چک
Super-speed walking is definitely one of my superpowers
پیادهروی سریع ابرقهرمانی قطعاً یکی از ابرقدرتهای من است
Lightning has millions of volts of electricity
صاعقه میلیونها ولت برق دارد
Amazing
شگفتانگیز است
Wow
وای
I can charge a lot of batteries with this superpower
میتوانم با این ابرقدرت باتریهای زیادی را شارژ کنم
She had been looking for hours for someone to help when she found her chance
ساعتها بود که به دنبال کسی برای کمک میگشت که شانس خود را پیدا کرد
Hello
سلام
Hello
سلام
I’m sorry
متاسفم
I’m going to have to call you back
باید بعداً به شما زنگ بزنم
My phone is dying
گوشی من در حال تمام شدن شارژ است
Excuse me, I can charge your phone
ببخشید، میتوانم گوشی شما را شارژ کنم
Really
واقعاً
Thanks
مرسی
I’m Lightning Bolt Lady
من صاعقهخانم هستم
She had been practicing her superpowers all day
او تمام روز در حال تمرین ابرقدرتهایش بود
Suddenly, she heard a terrible sound – a child’s disappointment
ناگهان، صدای وحشتناکی شنید – ناامیدی یک کودک
These children tried to light a fire for over an hour
این کودکان بیش از یک ساعت سعی کردند آتش روشن کنند
But then, they gave up
اما بعد، دست کشیدند
Hey kids, that wood will never burn
هی بچهها، آن چوب هرگز نمیسوزد
It’s too wet
خیلی خیس است
Small humans, what is wrong
انسانهای کوچک، چه شده است
Stranger danger
خطر غریبه
I’m Lightning Bolt Lady
من صاعقهخانم هستم
Oh no
وای نه
It’s you
تو هستی
We meet again
دوباره همدیگر را میبینیم
And guess what: I found my superpowers
و حدس بزن: ابرقدرتهایم را پیدا کردم
Well, we need a fire to toast the marshmallows to make S’mores
خب، برای برشته کردن مارشمالو و درست کردن S’mores به آتش نیاز داریم
I can help
میتوانم کمک کنم
We don’t need a super-speed walker but thanks
ما به یک پیادهرو سریع ابرقهرمانی نیاز نداریم اما مرسی
Super-speed walking is just one of my superpowers
پیادهروی سریع ابرقهرمانی فقط یکی از ابرقدرتهای من است
I can also do this
همچنین میتوانم این کار را بکنم
Thanks, Lightning Bolt Lady
مرسی، صاعقهخانم
Lightning Bolt Lady
صاعقهخانم
You’re welcome
خواهش میکنم
But you don’t have enough firewood
اما شما هیزم کافی ندارید
Using my super-speed walking, I will get more
با استفاده از پیادهروی سریع ابرقهرمانی، بیشتر میآورم
Lightning Bolt Lady, come back
صاعقهخانم، برگرد
A lightning storm is coming
یک طوفان صاعقه در راه است
Not a chance
به هیچ وجه
There’s not a cloud in the …
حتی یک ابر در آسمان نیست…
Lightning Bolt Lady, are you okay
صاعقهخانم، حالت خوب است
Where’s your super-suit
لباس ابرقهرمانیت کجاست
Oh no
وای نه
I’ve lost my superpowers
ابرقدرتهایم را از دست دادهام
It’s starting to rain
باران شروع شده است
Do you want to go inside and eat some S’mores
میخواهی برویم داخل و S’mores بخوریم
You read my mind
ذهنم را خواندی
You know, I thought mind reading would be one of my superpowers
میدانی، فکر میکردم ذهنخوانی یکی از ابرقدرتهایم باشد
But it wasn’t
اما نبود
That’d be a cool superpower
آن یک ابرقدرت باحال میشد
But I’d rather be able to talk to animals
اما ترجیح میدهم بتوانم با حیوانات صحبت کنم