• لاک پشت زرنگ

    Tricky Turtle

    (تریکی تورْتِل)

    لاک‌پشت زرنگ

     

    Ricky the rabbit and Tera the turtle met by the edge of the river.

    (ریکی ذِ رَبیت اَند تِرَه ذِ تورْتِل مِت بای ذی اِج آو ذِ ریوِر)

    ریکی خرگوشه و ترا لاک‌پشته کنار لبهٔ رودخانه همدیگر را دیدند.

     

    “No one is capable of beating me in a race,” Ricky said.

    (“نو وان ایز کِیپَبِل آو بیتینگ می این اِ رِیس،” ریکی سِد)

    ریکی گفت: «هیچ‌کس توانایی شکست دادن من را در مسابقه ندارد.»

     

    He was confident—his smile conveyed that.

    (هی واز کانفیدِنت—هیز اسمایل کانْوِید ذَت)

    او مطمئن بود—لبخندش این را نشان می‌داد.

     

    “I can beat you,” Tera said.

    (“آی کَن بیت یو،” تِرَه سِد)

    ترا گفت: «من می‌توانم تو را بزنم.»

     

    Ricky laughed with delight.

    (ریکی لافْد ویذ دِلایت)

    ریکی از روی خوشحالی خندید.

     

    Tera said, “We will race tomorrow.

    (تِرَه سِد، “وی ویل رِیس تُمورو)

    ترا گفت: «فردا مسابقه می‌دهیم.

     

    The destination is the hill.”

    (ذِ دِستینِیشِن ایز ذِ هیل)

    مقصد تپه است.»

     

    Ricky agreed.

    (ریکی اَگرید)

    ریکی موافقت کرد.

     

    Tera concentrated on winning the race.

    (تِرَه کانسَنتْرِیتِد آن وینینگ ذِ رِیس)

    ترا روی بردن مسابقه تمرکز کرد.

     

    She was not faster than Ricky.

    (شی واز نات فَستِر دَن ریکی)

    او از ریکی سریع‌تر نبود.

     

    She needed a definite way to succeed.

    (شی نیدِد اِ دِفینیت وَی تو سَکسید)

    او راه قطعی برای موفقیت نیاز داشت.

     

    She told her family about the race, “I have concluded that I have to resort to something bad.

    (شی تولْد هِر فَمِلی اَباوت ذِ رِیس، “آی هَو کانکلودِد ذَت آی هَو تو ریزورْت تو سامثینگ بَد)

    او به خانواده‌اش دربارهٔ مسابقه گفت: «به این نتیجه رسیده‌ام که باید دست به کار بدی بزنم.

     

    I will cheat.”

    (آی ویل چیت)

    تقلب می‌کنم.»

     

    She quietly told her instructions to them.

    (شی کوآیَتلی تولْد هِر اینستراکشِنز تو دِم)

    او بی‌صدا دستوراتش را به آنها گفت.

     

    Her family members all looked very similar.

    (هِر فَمِلی مِمبِرز آل لوکْد وِری سیمیلَر)

    همهٔ اعضای خانواده‌اش بسیار شبیه هم بودند.

     

    They hid in the shadows on the path.

    (دِی هید این ذِ شَدوز آن ذِ پَث)

    آنها در سایه‌های روی مسیر پنهان شدند.

     

    The race began.

    (ذِ رِیس بیگَن)

    مسابقه شروع شد.

     

    Tera was soon far behind.

    (تِرَه واز سون فار بیهایند)

    ترا به زودی خیلی عقب افتاد.

     

    However, Tera’s brother hid behind a bush in the valley below.

    (هاوِوِر، تِرَه برَذِر هید بیهایند اِ بوش این ذِ والی بیلو)

    اما برادر ترا پشت بوته‌ای در درهٔ پایین پنهان شد.

     

    When Ricky got close, Tera’s brother began to run.

    (وِن ریکی گات کلوز، تِرَه برَذِر بیگَن تو ران)

    وقتی ریکی نزدیک شد، برادر ترا شروع به دویدن کرد.

     

    He looked just like Tera!

    (هی لوکْد جاست لایک تِرَه)

    او دقیقاً شبیه ترا بود!

     

    Ricky ran as fast as he could along the path.

    (ریکی رَن اَز فَست اَز هِی کُود اِلانگ ذِ پَث)

    ریکی با تمام سرعت در مسیر دوید.

     

    But, to him, it seemed like Tera was always ahead.

    (بَت، تو هیم، ایت سیمْد لایک تِرَه واز اُلویز اَهد)

    اما به نظر او، انگار ترا همیشه جلوتر بود.

     

    Ricky had used a considerable amount of energy.

    (ریکی هَد یوزْد اِ کانسیدِرَبَل اَماونْت آو اِنِرجی)

    ریکی مقدار قابل توجهی انرژی مصرف کرده بود.

     

    He reached the top, but Tera’s sister was already there.

    (هی ریچْد ذِ تاپ، بَت تِرَه سیسْتَر واز اَلرِدی ذِر)

    او به قله رسید، اما خواهر ترا قبلاً آنجا بود.

     

    “Well, you win,” Ricky said.

    (“وِل، یو وین،” ریکی سِد)

    ریکی گفت: «خب، تو بردی.»

     

    Later, Tera had a broad smile on her face.

    (لِیتِر، تِرَه هَد اِ براد اسمایل آن هِر فِیس)

    بعداً، ترا لبخند پهن‌پهنی روی صورتش داشت.

     

    Ricky never suspected.

    (ریکی نِوِر سَاسپِکتِد)

    ریکی هرگز شک نکرد.

     

    He had been cheated by a family of slow turtles.

    (هی هَد بِین چیتِد بای اِ فَمِلی آو اسلو تورْتِلز)

    او توسط یک خانواده از لاک‌پشت‌های آهسته فریب خورده بود.