Le Chambon-Sur-Lignon
(لُه شامبون سور لینیون)
له شامبون-سور-لینیون
During World War II, thousands of foreign-born and French Jews had to flee from the Nazis, who were capturing them and taking them to the death camps.
(دیورینگ وورلد وار تو، تائوزَندز آو فورین-بورْن اَند فِرِنچ جوز هَد تو فلی فرام ذِ ناتسیز، هو وِر کَپچرینگ دِم اَند تِیکینگ دِم تو ذِ دِث کَمپس)
در طول جنگ جهانی دوم، هزاران یهودی فرانسوی و متولد خارج مجبور به فرار از دست نازیها شدند که آنها را دستگیر و به اردوگاههای مرگ میبردند.
A small number of individuals throughout Europe were involved in saving the Jews, but in Le Chambon-sur-Lignon, a small remote village in south central France, the entire community joined in the rescue efforts.
(اِ اسمال نامبِر آو ایندیویجوالز تروآوت یوروپ وِر اینوَالْوْد این سِیوینگ ذِ جوز، بَت این لُه شامبون-سور-لینیون، اِ اسمال ریموت ویلِج این ساوت سِنترَل فَرَنس، ذی اِنتایَر کَمیونِتی جویْنْد این ذِ رِسکیو اِفَرتس)
تعداد کمی از افراد در سراسر اروپا در نجات یهودیان نقش داشتند، اما در له شامبون-سور-لینیون، روستای کوچک و دورافتادهای در جنوب مرکزی فرانسه، کل جامعه به تلاشهای نجات پیوست.
Most of the villagers of Le Chambon-Sur-Lignon were descendants of the Huguenots.
(مُوست آو ذِ ویلِجِرز آو لُه شامبون-سور-لینیون وِر دیسِندِنتس آو ذِ هیوگِناتس)
بیشتر روستاییان له شامبون-سور-لینیون از نوادگان هوگنوها (پروتستانهای فرانسوی) بودند.
The Huguenots were Protestants who once endured persecution in Catholic France.
(ذِ هیوگِناتس وِر پراتِستانتس هو وَنس اِندورْد پِرسِکیوشِن این کَثولِک فَرَنس)
هوگنوها پروتستانهایی بودند که زمانی در فرانسه کاتولیک آزار و شکنجه را تحمل میکردند.
They never wanted to forget their own history.
(دِی نِوِر وانتِد تو فورگِت دِر اون هیستری)
آنها هرگز نمیخواستند تاریخ خود را فراموش کنند.
A pastor named Andre Trocmé saw the Jews as the Bible’s people.
(اِ پَستَر نِیمْد آندْرِه تْراکمِی سات ذِ جوز اَز ذِ بایبَلز پیپَل)
کشیشی به نام آندره تروکمه، یهودیان را قوم کتاب مقدس میدانست.
He began hiding them.
(هی بیگَن هایدینگ دِم)
او شروع به پنهان کردن آنها کرد.
Hundreds of families aligned themselves with his parish and agreed to help.
(هانْدْرِدز آو فَمِلیز اَلایْنْد دِمْسِلْوز ویذ هیز پَرِش اَند اَگرید تو هِلپ)
صدها خانواده با کلیسای او همسو شدند و پذیرفتند که کمک کنند.
The residents cooperated in several ways.
(ذِ رِزیدِنتس کوآپِرِیتِد این سِوِرَل وَیْز)
ساکنان به چندین روش همکاری کردند.
They risked their lives by hiding the Jews from Nazi patrols.
(دِی رِسکْت دِر لایوز بای هایدینگ ذِ جوز فرام ناتسی پَترولز)
آنها با پنهان کردن یهودیان از گشتهای نازی، جان خود را به خطر انداختند.
They offered shelter in their own homes, barns, and public buildings such as orphanages and schools.
(دِی آفِرْد شِلتِر این دِر اون هومز، بارنز، اَند پابلیک بیلدینگز سَچ اَز اُرفَنِجِز اَند اسکولز)
آنها پناهگاه را در خانهها، انبارها و ساختمانهای عمومی خود مانند یتیمخانهها و مدارس ارائه دادند.
They forged identification papers to enable Jews to escape.
(دِی فورْجْد آیدِنتیفیکِیشِن پِیپِرز تو اِنِیبْل جوز تو اِسکِیپ)
آنها مدارک شناسایی جعل کردند تا یهودیان بتوانند فرار کنند.
They guided a number of refugees across the border by rail and on foot.
(دِی گایدِد اِ نامبِر آو رِفیوجیز اَکراس ذِ بُردَر بای رِیل اَند آن فوت)
تعدادی از پناهندگان را از طریق مرز با قطار و پیاده راهنمایی کردند.
The refugees had to travel through underground tunnels and mountain passages to the safety of Switzerland, which was a neutral country during the war.
(ذِ رِفیوجیز هَد تو تْرَوِل ترو اَندِرگراوند تانِلز اَند ماونْتِن پَسِجِز تو ذِ سِیفتی آو سویسرلَند، ویچ واز اِ نیوترَل کانتری دیورینگ ذِ وار)
پناهندگان مجبور بودند از طریق تونلهای زیرزمینی و گذرگاههای کوهستانی به سوی سوئیس، کشوری بیطرف در طول جنگ، سفر کنند.
The village received support from people in other places as well.
(ذِ ویلِج ریسیوْد ساپورْت فرام پیپَل این اَذَر پِلِیسِز اَز وِل)
روستا همچنین از مردم جاهای دیگر نیز پشتیبانی دریافت کرد.
There was an extensive underground network of individuals throughout the region who helped along the way.
(ذِر واز اَن اِکْسْتِنسیو اَندِرگراوند نِتوُرک آو ایندیویجوالز تروآوت ذِ رِیجَن هو هِلپْد اِلانگ ذِ وَی)
یک شبکه زیرزمینی گسترده از افراد در سراسر منطقه وجود داشت که در طول مسیر کمک میکردند.
Even when the Germans were outraged and raided the village and detained people thought to be helping the Jews, the villagers defied authorities.
(ایوِن وِن ذِ جِرْمَنز وِر اوتْرِیجْد اَند رِیدِد ذِ ویلِج اَند دیتِینْد پیپَل تات تو بی هِلپینگ ذِ جوز، ذِ ویلِجِرز دیفایْد اُثورِتیز)
حتی زمانی که آلمانیها خشمگین شدند و به روستا یورش بردند و افرادی را که گمان میرفت به یهودیان کمک میکنند بازداشت کردند، روستاییان در برابر مقامات مقاومت کردند.
They did not betray each other, either.
(دِی دید نات بیتْرِی ایچ اَذَر، ایذَر)
آنها به یکدیگر نیز خیانت نکردند.
They continued to protect the refugees and, by doing so, were able to continue to provide an exit to safety.
(دِی کانتینیو تو پروتِکت ذِ رِفیوجیز اَند، بای دوئینگ سو، وِر اِیبِل تو کانتینیو تو پرودایْد اَن اِگزیت تو سِیفتی)
آنها به محافظت از پناهندگان ادامه دادند و با این کار توانستند راه فراری به سوی امنیت فراهم کنند.
The inhabitants provided refuge for an estimated 3,000 to 5,000 Jews.
(ذی اینهَبی تَنتس پرودایْدِد رِفیوج فُر اَن اِستیمِیتِد ثری تائوزَند تو فایو تائوزَند جوز)
ساکنان برای حدود ۳۰۰۰ تا ۵۰۰۰ یهودی پناهگاه فراهم کردند.
Today, the village of Le Chernbori-sur-Lignon is seen as an exceptional example of a collective rescue effort during a truly dark time.
(تودِی، ذِ ویلِج آو لُه شِربوری-سور-لینیون ایز سین اَز اَن اِکسِپشِنَل اِگزامپَل آو اِ کَلِکتیو رِسکیو اِفَرت دیورینگ اِ تروالی دارک تایم)
امروزه، روستای له شامبون-سور-لینیون به عنوان نمونهای استثنایی از یک تلاش نجات جمعی در دوران واقعاً تاریک دیده میشود.