Henry Ford‘s Famous Car
ماشین مشهور هِنری فورد
My name is Henry Ford, and I invented a car called the Model T.
اسم من هنری فورد است، و من ماشینی بهنام مدل تی اختراع کردم.
I used to watch carriages on the streets.
من عادت داشتم در خیابان درشکهها را تماشا کنم.
They were very interesting.
خیلی جالب بودند.
Then I got a job as a junior mechanic.
تا اینکه کاری بهعنوان مکانیک سطح پایین پیدا کردم.
My father criticized me.
پدرم از من انتقاد میکرد.
He wanted me to run the farm.
او میخواست من مزرعه را بگردانم.
When I shifted to Detroit, I worked for Detroit Auto Company.
وقتی به دیترویت تغییر مکان دادم، در شرکت دیترویت خودرو کار کردم.
But I wanted to make cars using less labor.
ولی میخواستم با کار و زحمت کمتری ماشین را درست کنم.
That way, there would be fewer expenses.
اینطور، هزینههای کمتری وجود داشت.
I started the Ford Motor Company in 1903.
شرکت فورد موتور را در سال ۱۹۰۳ راه انداختم.
At first, the company did not do well.
اوایل، شرکت عملکرد خوبی نداشت.
But many people were betting on my success.
ولی خیلی از مردم داشتند روی موفقیت من شرطبندی میکردند.
I also had a sincere aim to make a car that anybody could buy.
هدفی خالصانه هم داشتم که ماشینی بازم که هر کسی بتواند بخرد.
Then, in 1908, I introduced the Model–T, it confirmed that I was right.
تا اینکه در سال ۱۹۰۸، مدل تی را در مراسمی رسمی معرفی کردم، این ماشین ثابت کرد که حق با من است.
It was possible to build a car my way!
ساختن ماشین به روش خودم امکانپذیر بود!
The Model T differed from other vehicles.
مدل تی با بقیهی ماشینها فرق داشت.
Each worker would attach a different part to the car.
هر کارگر میتوانست قطعهی متفاوتی را به ماشین متصل کنند.
This made their job easy to learn and saved a lot of time.
این یادگیری کارشان را آسان و در وقت صرفهجویی میکرد.
One Model T could be put together in 93 minutes.
یک مدل تی را میشد در ۹۳ دقیقه سرهم کرد.
All of them had the same classic design.
همهی آنها طراحی کلاسیک یکسانی داشتند.
They were all the same size and height.
همه یکاندازه و یکارتفاع بودند.
The prime reason for doing this was to save money.
دلیل اصلی برای این کار این بود که در هزینهها صرفهجویی شود.
We had a formal ceremony to celebrate our success when the millionth car was made in our factory.
وقتی یک میلیون ماشین در کارخانهی ما ساخته شد، یک مراسم رسمی داشتیم تا موفقیتمان را جشن بگیریم.
Over 19 years, I sold more than 15 million Model Ts.
طی ۱۹ سال، بیش از ۱۵ میلیون مدل تی فروختم.
This sent a signal to other companies.
این یک سیگنال را به بقیهی شرکتها ارسال کرد.
People would buy cars to commute to work if the price was low enough.
اگر قیمت ماشینها بهاندازهی کافی پایین باشد، مردم برای سر کار رفتن ماشین میخرند.