breakfast
صبحانه (بِرِکفَست)
breakfast is the first meal of the day
صبحانه اولین وعده غذایی در روز است (بِرِکفَست ایز دِ فِرست میل آو دِ دی)
cabinet
کابینت، قفسه (کَبینِت)
cabinet is a piece of furniture that is used for storing things and usually has doors and shelves
کابینت یک قطعه مبلمان است که برای نگهداری وسایل استفاده میشود و معمولاً در و قفسه دارد (کَبینِت ایز اَ پیس آو فِرنیچِر دَت ایز یوزد فور استورینگ تینگز اَند یوژوالی هَز دُرز اَند شِلوز)
dry
خشک (درای)
dry means having no or very little water or liquid
خشک یعنی بدون آب یا مایع یا با مقدار بسیار کمی از آن (درای مینز هاوینگ نُو یا وِری لیتل واتِر یا لیکوید)
egg
تخممرغ (اِگ)
an egg is a hard-shelled oval thing from which a young bird is born
تخممرغ یک چیز بیضی با پوسته سخت است که پرنده جوان از آن به دنیا میآید (اَن اِگ ایز اَ هارد-شِلد اوول تینگ فرام ویچ اَ یانگ بِرد ایز بورن)
flour
آرد (فلاوِر)
flour is powder made from a grain especially wheat that is used in cooking for making bread or cakes
آرد پودری است که از غلات به ویژه گندم تهیه میشود و در آشپزی برای تهیه نان یا کیک استفاده میشود (فلاوِر ایز پاؤدِر مِید فرام اَ گِرِین اسپِشلی ویت دَت ایز یوزد این کوکینگ فور مِیکینگ بِرِد یا کِیکس)
inside
داخل (اینساید)
inside means in or into the inner part of something or someone
داخل یعنی در یا به قسمت درونی چیزی یا کسی (اینساید مینز این یا اینتو دِ اینِر پارت آو سامسینگ یا ساموان)
recipe
دستور پخت (رِسِپی)
a recipe is a set of instructions for making food
دستور پخت مجموعهای از دستورالعملها برای تهیه غذا است (اَ رِسِپی ایز اَ سِت آو اینستراکشِنز فور مِیکینگ فود)
refrigerator
یخچال (ریفریجِرِیتِر)
a refrigerator is a device or room that is used to keep things such as food and drinks cold
یخچال دستگاهی یا اتاقی است که برای سرد نگهداشتن چیزهایی مانند غذا و نوشیدنی استفاده میشود (اَ ریفریجِرِیتِر ایز اَ دیوایس یا روم دَت ایز یوزد تو کیپ تینگز ساچ اَز فود اَند دِرینکس کُلد)
sink
سینک ظرفشویی (سینک)
a sink is a wide bowl that has a faucet for water and a drain at the bottom and is usually positioned in a counter
سینک یک کاسه پهن است که شیر آب و زهکشی در پایین دارد و معمولاً در پیشخوان قرار میگیرد (اَ سینک ایز اَ واید بول دَت هَز اَ فاسِت فور واتِر اَند اَ دِرِین اَت دِ باتَم اَند ایز یوژوالی پوزیشِنْد این اَ کانْتِر)
taste
مزه داشتن (تِیست)
taste means to have a particular flavor
مزه داشتن یعنی طعم خاصی داشتن (تِیست مینز تو هَو اَ پَرتیکیولر فِلِیوِر)
trust
اعتماد کردن (تراست)
to trust means to believe that someone or something is reliable, good, honest or effective
اعتماد کردن یعنی باور کردن که کسی یا چیزی قابل اعتماد، خوب، صادق یا مؤثر است (تو تراست مینز تو بِلِیو دَت ساموان یا سامسینگ ایز ریلایَبِل، گود، آنِست یا اِفِکتیو)
under
زیر (اَندِر)
under means in or to a lower place than something
زیر یعنی در یا به مکانی پایینتر از چیزی (اَندِر مینز این یا تو اَ لؤِر پلیس دَن سامسینگ)
—
Prepositions of location show where something is in relation to something else
حروف اضافه مکان نشان میدهند که چیزی در رابطه با چیز دیگر کجا است (پِرپوزیشِنز آو لوکِیشِن شو وِر سامسینگ ایز این ریلِیشِن تو سامسینگ اِلس)
In this lesson you hear Anna and Marsha using prepositions “in” and “inside”
در این درس میشنوی که آنا و مارشا از حروف اضافه “این” و “اینساید” استفاده میکنند (این دیس لِسِن یو هیر آنا اَند مارشا یوزینگ پِرپوزیشِنز “این” اَند “اینساید”)
I just need a couple of ingredients
فقط به چند ماده اولیه نیاز دارم (آی جاست نید اَ کاپِل آو اینگریدینتس)
Marsha, please hand me the flour
مارشا، لطفاً آرد را به من بده (مارشا، پلیز هَند می دِ فلاوِر)
Anna, where is the flour
آنا، آرد کجاست (آنا، وِر ایز دِ فلاوِر)
It’s not in the cabinets
در کابینتها نیست (ایتس نات این دِ کَبینِتس)
I put the flour inside the refrigerator
آرد را داخل یخچال گذاشتم (آی پوت دِ فلاوِر اینساید دِ ریفریجِرِیتِر)
In and inside have almost the same meaning
این و اینساید تقریباً معنی یکسانی دارند (این اَند اینساید هَو آلموست دِ سِیم مینینگ)
“Inside” means within something
“اینساید” به معنای درون چیزی است (“اینساید” مینز ویثاین سامسینگ)
“Under” means below something
“اَندِر” به معنای زیر چیزی است (“اَندِر” مینز بیلو سامسینگ)
You can use more than one preposition to tell where something is
میتوانی از بیش از یک حرف اضافه برای گفتن اینکه چیزی کجاست استفاده کنی (یو کَن یوز مور دَن وان پِرپوزیشِن تو تِل وِر سامسینگ ایز)
For example, Anna tells Marsha that the eggs are inside a cabinet that is under the sink
به عنوان مثال، آنا به مارشا میگوید که تخممرغها در کابینتی هستند که زیر سینک است (فور اِگزَمپل، آنا تِلز مارشا دَت دِ اِگز آر اینساید اَ کَبینِت دَت ایز اَندِر دِ سینک)
The eggs are inside the cabinet under the sink
تخممرغها در کابینت زیر سینک هستند (دِ اِگز آر اینساید دِ کَبینِت اَندِر دِ سینک)
Now you try it
حالا تو امتحان کن (ناو یو تِرای ایت)
Answer the question
به سوال پاسخ بده (اَنسِر دِ کِسچِن)
Where are the bananas
موزها کجا هستند (وِر آر دِ بَنانَز)
The bananas are on the pancakes
موزها روی پنکیکها هستند (دِ بَنانَز آر آن دِ پَنکِیکس)
where are the bananas now
موزها الان کجا هستند (وِر آر دِ بَنانَز ناو)
The bananas are on the pancakes under the whipped cream
موزها روی پنکیکها، زیر خامه فرم گرفته هستند (دِ بَنانَز آر آن دِ پَنکِیکس اَندِر دِ ویپْد کِریم)