The Knight’s Plan
(ذِ نایتس پْلَن)
نقشهی شوالیه
A town was fighting for their independence from another country.
(اِ تاؤن واز فایتینگ فُر دِر ایندپندِنس فرام اَنَذَر کانتری)
شهری برای استقلالش از کشور دیگر مبارزه میکرد.
Several rebels started a revolution.
(سِوِرَل رِبِلز اِستارْتِد اِ رِوِلوشِن)
چندین شورشی یک انقلاب را شروع کردند.
However, they were afraid of an invasion from a lot of troops.
(هاوِوِر، دِی وِر اَفرِید آو اَن اینویژِن فرام اِ لات آو تروپس)
ولی از هجوم تعداد زیادی از سربازها ترس داشتند.
They didn’t have enough warriors to stop the enemy, so they asked a knight for help.
(دِی دیدِنْت هَو اینَف واریِرز تو اِستاپ ذی اِنِمی، سو دِی اَسکْد اِ نایت فُر هِلپ)
جنگجوی کافی برای توقف دشمن نداشتند، بنابراین از شوالیهای کمک خواستند.
The knight made a plan.
(ذِ نایت مِید اِ پْلَن)
شوالیه نقشهای ریخت.
A tall mountain was outside the town.
(اِ تال ماونْتِن واز اوتساید ذِ تاؤن)
کوه بلندی بیرون شهر بود.
The road near the top was very narrow.
(ذِ رُود نیر ذِ تاپ واز وِری نَرُو)
جادهی نزدیک قله خیلی باریک بود.
Cliffs rose on both sides of it.
(کلیفْس رُوز آن بوت سایدز آو ایت)
صخرههایی در دو طرف آن قرار داشتند.
“We must trick the enemy.
(“وی مَست تریک ذی اِنِمی)
«باید دشمن را فریب دهیم.
They have to follow us up the mountain,” the knight explained.
(دِی هَو تو فالو آس آپ ذِ ماونْتِن،” ذِ نایت اِکسپِلِینْد)
آنها باید ما را به بالای کوه تعقیب کنند،» شوالیه توضیح داد.
“On the narrow path, only a few can attack us at one time.”
(“آن ذِ نَرُو پَث، اونلی اِ فیو کَن اَتَک آس اَت وان تایم)
«در مسیر باریک، تنها چند نفر میتوانند در یک زمان به ما حمله کنند.»
The people agreed with the knight’s plan.
(ذِ پیپَل اَگرید ویذ ذِ نایتس پْلَن)
مردم با نقشهی شوالیه موافقت کردند.
The knight put on his armor, and the warriors got their spears.
(ذِ نایت پوت آن هیز آرْمَر، اَند ذِ واریِرز گات دِر اِسپیرز)
شوالیه زرهاش را پوشید و جنگجویان نیزههایشان را برداشتند.
When the enemy attacked, the knight and warriors acted as if they were afraid.
(وِن ذی اِنِمی اَتَکْت، ذِ نایت اَند واریِرز اَکتِد اَز اِف دِی وِر اَفرِید)
وقتی دشمن حمله کرد، شوالیه و جنگجویان چنان رفتار کردند که انگار ترسیدهاند.
They quickly withdrew toward the mountain.
(دِی کویکلی ویذدْرو تووْرد ذِ ماونْتِن)
آنها سریعاً به سمت کوه عقبنشینی کردند.
The enemy troops followed them up the steep path.
(ذی اِنِمی تروپس فالود دِم آپ ذِ اِستیپ پَث)
نیروهای دشمن آنها را از مسیر تند بالا دنبال کردند.
Soon, the enemy became tired.
(سون، ذی اِنِمی بیکِیم تایِرْد)
طول نکشید که دشمن خسته شد.
At the summit, the knight and his troops stopped.
(اَت ذِ سامیت، ذِ نایت اَند هیز تروپس اِستاپْد)
در قله، شوالیه و سربازانش ایستادند.
The enemy was close behind them.
(ذی اِنِمی واز کلوز بِهایند دِم)
دشمن درست پشت سر آنها بود.
But now they were tired.
(بَت ناو دِی وِر تایِرْد)
اما حالا آنها خسته بودند.
Also, only a few could attack because the path was narrow.
(اَلْسو، اونلی اِ فیو کُود اَتَک بیکاز ذِ پَث واز نَرُو)
همچنین، تنها تعداد کمی میتوانستند حمله کنند چون مسیر باریک بود.
The knight and the warriors fought the enemy.
(ذِ نایت اَند ذِ واریِرز فات ذی اِنِمی)
شوالیه و جنگجویان با دشمن جنگیدند.
But there were too many troops.
(بَت ذِر وِر تو مِنی تروپس)
اما سربازان بیش از حد زیاد بودند.
The knight was afraid.
(ذِ نایت واز اَفرِید)
شوالیه ترسیده بود.
If the warriors yielded the path to the enemy, the town would be lost.
(اِف ذِ واریِرز ییلْدِد ذِ پَث تو ذی اِنِمی، ذِ تاؤن وود بی لاست)
اگر جنگجویان مسیر را به دشمن واگذار میکردند، شهر از دست میرفت.
A storm suddenly came over the mountain.
(اِ اِستورم سادِنلی کِیم اووِر ذِ ماونْتِن)
ناگهان توفانی از فراز کوه آمد.
There was strong wind and rain.
(ذِر واز اِسترانگ وایند اَند رِین)
باد و باران شدیدی بود.
Thunder boomed.
(ثانْدِر بومْد)
رعد غرید.
Lightning struck some trees near the enemy.
(لایتنینگ اِستراک سام تریز نیر ذی اِنِمی)
صاعقه به چند درخت نزدیک دشمن زد.
The trees blazed.
(ذِ تریز بِلِیزْد)
درختان شعلهور شدند.
The flames scared the enemy and they retreated.
(ذِ فِلِیمز اِسکِیرْد ذی اِنِمی اَند دِی ریتْریتِد)
شعلهها دشمن را ترساند و آنها عقبنشینی کردند.
They ran down the mountain, out of the town, and never returned.
(دِی رَن داون ذِ ماونْتِن، اوت آو ذِ تاؤن، اَند نِوِر ریترْنْد)
آنها از کوه پایین دویدند، از شهر خارج شدند و هرگز بازنگشتند.
The knight explained, “With a little luck, a good plan beats even a big army.”
(ذِ نایت اِکسپِلِینْد، “ویذ اِ لیتِل لَک، اِ گود پْلَن بیتس ایوِن اِ بیگ آرْمی”)
شوالیه توضیح داد: «با کمی شانس، یک نقشهی خوب حتی یک ارتش بزرگ را شکست میدهد.»