• چگونه یک خواننده به پیروزی در جنگ کمک کرد

    How a singer helped win a war

    (هاو اِ سینگِر هِلپْد وین اِ وار)

    چگونه یک خواننده به پیروزی در جنگ کمک کرد

     

    Sometimes famous people are vain.

    (سامتایمز فِیمَس پیپَل آر وِین)

    گاهی افراد مشهور مغرور و خودخواه هستند.

     

    They only care about themselves.

    (دِی اونلی کِیر اَباوت دِمْسِلْوز)

    آنها فقط به فکر خودشان هستند.

     

    But Josephine Baker was an exception.

    (بَت جوزِفین بِیکِر واز اَن اِکسِپشِن)

    اما ژوزفین بیکر استثنا بود.

     

    In the 1930s and 1940s, Baker was one of the most famous women in France.

    (این ذِ ناینتین ثِرتیز اَند ناینتین فورتیز، بِیکِر واز وان آو ذِ مُوست فِیمَس ویمِن این فَرَنس)

    در دهه‌های ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰، بیکر یکی از مشهورترین زنان فرانسه بود.

     

    She was a big part of the new jazz genre and culture and had a diverse group of fans.

    (شی واز اِ بیگ پارْت آو ذِ نیو جَز ژانْر اَند کالچَر اَند هَد اِ دایوِرْس گروپ آو فَنز)

    او بخش بزرگی از ژانر و فرهنگ جدید جاز بود و هواداران متنوعی داشت.

     

    The French people especially loved her.

    (ذِ فِرِنچ پیپَل اِسْپِشَلی لاوْد هِر)

    مردم فرانسه به ویژه او را دوست داشتند.

     

    And she loved France.

    (اَند شی لاوْد فَرَنس)

    و او فرانسه را دوست داشت.

     

    So when World War II started, she wanted to help the nation that had given her so much.

    (سو وِن وورلد وار تو استارْتِد، شی وانتِد تو هِلپ ذِ نِیشِن ذَت هَد گیوِن هِر سو ماچ)

    پس وقتی جنگ جهانی دوم آغاز شد، او می‌خواست به کشوری که این همه به او داده بود کمک کند.

     

    In 1940, armed German troops entered Paris.

    (این ناینتین فورتی، آرْمْد جِرْمَن تروپس اِنْتَرْد پَرِس)

    در سال ۱۹۴۰، نیروهای مسلح آلمان وارد پاریس شدند.

     

    When this happened, some French people formed a secret alliance.

    (وِن دِیس هَپِنْد، سام فِرِنچ پیپَل فورمْد اِ سیکرِت اَلایَنس)

    وقتی این اتفاق افتاد، برخی از فرانسوی‌ها اتحادیه‌ای مخفی تشکیل دادند.

     

    It was called the French Resistance.

    (ایت واز کالْد ذِ فِرِنچ ریزیسْتَنس)

    نام آن «مقاومت فرانسه» بود.

     

    The group worked for the defense of France.

    (ذِ گروپ وَرکْت فُر ذِ دیفِنس آو فَرَنس)

    این گروه برای دفاع از فرانسه فعالیت می‌کرد.

     

    It helped the European and American armies fight the Germans.

    (ایت هِلپْد ذی یوروپین اَند اَمِرِکَن آرْمیز فایت ذِ جِرْمَنز)

    به ارتش‌های اروپا و آمریکا در مبارزه با آلمانی‌ها کمک می‌کرد.

     

    Baker was an important member of the Resistance.

    (بِیکِر واز اَن ایمپورتَنت مِمْبِر آو ذِ ریزیسْتَنس)

    بیکر یکی از اعضای مهم مقاومت بود.

     

    She had three jobs.

    (شی هَد ثری جابز)

    او سه وظیفه داشت.

     

    The first was to carry messages to and from other members.

    (ذِ فیرست واز تو کَری مِسِجِز تو اَند فرام اَذَر مِمْبِرز)

    اولین کار، انتقال پیام‌ها به اعضای دیگر و دریافت پیام از آنها بود.

     

    The messages were written in code on her sheets of music.

    (ذِ مِسِجِز وِر ریتِن این کُود آن هِر شیتس آو میوزیک)

    پیام‌ها به صورت رمز روی برگه‌های نت موسیقی او نوشته می‌شد.

     

    The second was to provide shelter and supply goods to Resistance members.

    (ذِ سِکَند واز تو پرودایْد شِلْتَر اَند سَپلای گودز تو ریزیسْتَنس مِمْبِرز)

    دومین کار، تهیه‌ی سرپناه و تأمین کالا برای اعضای مقاومت بود.

     

    It would have been dangerous if the Germans found them.

    (ایت وود هَو بِین دِینجِرَس اِف ذِ جِرْمَنز فاوند دِم)

    اگر آلمانی‌ها آنها را پیدا می‌کردند، بسیار خطرناک بود.

     

    Baker’s third job was the most important.

    (بِیکِرز ثِرد جاب واز ذِ مُوست ایمپورتَنت)

    سومین وظیفه‌ی بیکر مهم‌ترین بود.

     

    Baker held concerts for European politicians and army members.

    (بِیکِر هِلْد کانْسِرْتس فُر یوروپین پالیتیشَنز اَند آرْمی مِمْبِرز)

    بیکر برای سیاستمداران اروپایی و اعضای ارتش کنسرت برگزار می‌کرد.

     

    She lured them in, promising an entertaining show.

    (شی لورْد دِم این، پرامیسینگ اَن اِنْتَرتِینینگ شو)

    آنها را با وعده‌ی نمایشی سرگرم‌کننده به دام می‌انداخت.

     

    She enchanted them with her singing and dancing, and got lots of applause.

    (شی اِنچانْتِد دِم ویذ هِر سینگینگ اَند دَنسینگ، اَند گات لاتس آو اَپلاز)

    او با آواز و رقص خود آنها را مسحور می‌کرد و تشویق زیادی دریافت می‌نمود.

     

    But Baker was always equipped with a small notebook at these concerts.

    (بَت بِیکِر واز اُلویز ایکویپْت ویذ اِ اسمال نوتْبوک اَت دیز کانْسِرْتس)

    اما بیکر در این کنسرت‌ها همیشه به دفترچه‌ی کوچکی مجهز بود.

     

    She listened for details about the war and wrote them down.

    (شی لیسِنْد فُر دیتِیلز اَباوت ذِ وار اَند رُوت دِم داون)

    او به جزئیات مربوط به جنگ گوش می‌داد و آنها را یادداشت می‌کرد.

     

    Baker sorted the details and gave authoritative reports to the Resistance.

    (بِیکِر سورْتِد ذِ دیتِیلز اَند گِیو اُثوریتِتیو ریپورْتس تو ذِ ریزیسْتَنس)

    بیکر جزئیات را دسته‌بندی می‌کرد و گزارش‌های معتبری به مقاومت ارائه می‌داد.

     

    Some thought Baker’s fame would be an obstacle.

    (سَم تات بِیکِرز فِیم وود بی اَن اَبْسْتَکِل)

    برخی فکر می‌کردند شهرت بیکر مانعی برای او خواهد بود.

     

    The Germans knew who she was, but they didn’t think she was smart enough to work for the Resistance.

    (ذِ جِرْمَنز نیو هو شی واز، بَت دِی دیدِنْت تینک شی واز اسمارْت اینَف تو وَرک فُر ذِ ریزیسْتَنس)

    آلمانی‌ها می‌دانستند او کیست، اما فکر نمی‌کردند به اندازه‌ی کافی باهوش باشد که برای مقاومت کار کند.

     

    So she could get information from the Germans easily.

    (سو شی کُود گِت اینفورمِیشِن فرام ذِ جِرْمَنز ایزِلی)

    پس او به راحتی می‌توانست از آلمانی‌ها اطلاعات بگیرد.

     

    This helped the Resistance and the French army save lives and win the war.

    (دِیس هِلپْد ذِ ریزیسْتَنس اَند ذِ فِرِنچ آرْمی سِیو لایوز اَند وین ذِ وار)

    این به مقاومت و ارتش فرانسه کمک کرد تا جان‌ها را نجات دهند و در جنگ پیروز شوند.

     

    Baker had a big impact on the Resistance’s work.

    (بِیکِر هَد اِ بیگ اِمپَکت آن ذِ ریزیسْتَنسِز وَرک)

    بیکر تأثیر زیادی بر کار مقاومت داشت.

     

    She got many awards for her help.

    (شی گات مِنی اَواردز فُر هِر هِلپ)

    او برای کمک‌هایش جوایز زیادی دریافت کرد.

     

    When she died, the army had a special ceremony to thank her again for her bravery.

    (وِن شی دایْد، ذِ آرْمی هَد اِ اِسپِشَل سِرِمَنی تو ثَنگک هِر اَگِن فُر هِر بِرِیوِری)

    وقتی درگذشت، ارتش مراسم ویژه‌ای برای تشکر دوباره از شجاعت او برگزار کرد.