The Lord and the Farmers
(ذِ لُرد اَند ذِ فارمِرز)
ارباب و کشاورزان
A wealthy lord was renovating his mansion.
(اِ وِلثی لُرد واز رِنووِیتینگ هیز مَنشن)
یک ارباب ثروتمند در حال بازسازی عمارت خود بود.
He had added another story to his home, with large windows that overlooked the farmer’s pastures on the eastern border of his land.
(هی هَد اَدید اَنَدِر اِستوری تو هیز هُوم، ویذ لارج ویندوز ذَت اووِرلوکد ذِ فارمِرز پَیستچِرز آن دی ایسترن بُردِر آو هیز لَند)
او طبقهی دیگری را با پنجرههای بزرگ مشرف به مراتع کشاورز در مرز شرقی سرزمینش به خانهاش اضافه کرده بود.
Around the mansion, he then erected a great wall.
(اِرآند ذِ مَنشن، هی دِن ایرِکتِد اِ گریت وال)
در اطراف عمارت، یک دیوار بزرگ بنا کرد.
He built an arch for the gate out of huge slabs of stone.
(هی بیلت اِن آرچ فُر ذِ گیت آوت آو هیوج سلبز آو اِستون)
از سنگهای تختال عظیم سنگی، قوسی برای دروازه ساخت.
The lord was overjoyed with the addition to his home.
(ذِ لُرد واز اووِرجویئد ویذ دی اَدیشن تو هیز هُوم)
ارباب از اضافه شدن این بخش به خانهاش بسیار خوشحال بود.
However, one day while he was sitting on the terrace, some farmers knocked at his door.
(هاوِوِر، وان دی وایل هی واز سیتینگ آن ذِ تِرِس، سام فارمِرز ناکت اَت هیز دُر)
با این حال، یک روز در حالی که در تراس نشسته بود، چند کشاورز در خانهاش را زدند.
He invited them in.
(هی اِنوایتد دِم اِن)
آنها را به داخل دعوت کرد.
Despite his hospitality, the farmers appeared to be in a foul mood.
(دیسپایت هیز هاسپیتَلیتی، ذِ فارمِرز اَپیرد تو بی اِن اِ فاوْل مود)
با وجود مهماننوازیاش، به نظر میرسید که کشاورزان حالِ بدی دارند.
“Why are you so upset?” the lord aske
(وای آر یو سو آپسِت؟ ذِ لُرد اَسکد)
ارباب پرسید: «چرا اینقدر ناراحت هستید؟»
One farmer replied, “That is actually the reason for our visit.”
(وان فارمِر ریپلاید، “ذَت ایز اَکچوالی ذِ ریزن فُر آوِر ویزیت”)
یک کشاورز پاسخ داد: «در واقع دلیل دیدار ما همین است.»
He then handed the lord a petition.
(هی دِن هَندِد ذِ لُرد اِ پِتیشن)
سپس عریضهای را به ارباب داد.
It alleged that the shadow cast by the mansion was harming their pastures.
(ایت اِلِجد ذَت ذِ شَدو کَست بای ذِ مَنشن واز هارمینگ دِر پَیستچِرز)
در آن عریضه ادعا شده بود که سایهی عمارت به مراتع آنها آسیب میزند.
“Your mansion now casts a shadow over several hectares of our land,” the farmer explained.
(یُور مَنشن ناو کَستس اِ شَدو اووِر سِوِرال هکتارز آو آوِر لَند،” ذِ فارمِر اِکسپلِینْد)
کشاورز توضیح داد: «عمارت شما حالا بر چندین هکتار از زمین ما سایه انداخته است.»
“The turf in the shadow has died, and our cattle now have less grass to eat.”
(ذِ ترف این ذِ شَدو هَز داید، اَند آوِر کَتِل ناو هَو لِس گراس تو ایت)
«چمنهای داخل سایه از بین رفتهاند و گاوهای ما علف کمتری برای خوردن دارند.»
“It is too late for me to revise my plans,” the lord answered.
(ایت ایز تو لِیت فُر می تو ریوایز مای پلَنز،” ذِ لُرد اَنسرِد)
ارباب پاسخ داد: «برای من خیلی دیر است که در برنامههایم تجدیدنظر کنم.»
“You will just have to live with the change.”
(یو ویل جاست هَو تو لیو ویذ ذِ چِینج)
«شما فقط باید با این تغییر کنار بیایید.»
His reply only heightened the farmers’ anger.
(هیز ریپلای اونلی هایتِند ذِ فارمِرز اَنگِر)
پاسخ او فقط بر خشم کشاورزان افزود.
They left, but they assembled that night outside the mansion’s gate.
(دِی لِفت، بت دِی اِسِمبِلد ذَت نایت آوتساید ذِ مَنشنز گِیت)
آنها رفتند، اما آن شب بیرون از دروازهی عمارت جمع شدند.
They planned to destroy the mansion.
(دِی پلَند تو دیستروی ذِ مَنشن)
آنها قصد داشتند عمارت را تخریب کنند.
The lord’s servants tried to defend the house, but the farmers outnumbered them.
(ذِ لُردز سِروِنتس تراید تو دیفِند ذِ هاوس، بَت ذِ فارمِرز آوتنامبِرد دِم)
خدمتکاران ارباب سعی کردند از خانه دفاع کنند، اما تعداد کشاورزان بیشتر بود.
The servants fled, and the farmers rushed into the mansion and set it on fire.
(ذِ سِروِنتس فِلِد، اَند ذِ فارمِرز رَشد اینتو ذِ مَنشن اَند سِت ایت آن فایر)
خدمتکاران فرار کردند و کشاورزان به داخل عمارت هجوم بردند و آن را به آتش کشیدند.
Everyone got out of the house, and there were no casualties.
(اِوریوان گات آوت آو ذِ هاوس، اَند ذِر وِر نو کَژوالتیز)
همه از خانه بیرون آمدند و کسی آسیب ندید.
However, the fire soon spread from the house to the adjoining pastures that belonged to the farmers.
(هاوِوِر، ذِ فایر سون اِسپرِد فرام ذِ هاوس تو د اَدجوینینگ پَیستچِرز ذَت بیلانگد تو ذِ فارمِرز)
با این حال، آتش بهزودی از خانه به مراتع مجاور که متعلق به کشاورزان بود سرایت کرد.
Both sides’ properties were destroyed.
(بوت سایدز پراپِرتیز وِر دیستروید)
اموال هر دو طرف از بین رفت.
The lord and the farmers were sorry for their actions.
(ذِ لُرد اَند ذِ فارمِرز وِر ساری فُر دِر اَکشنز)
ارباب و کشاورزان از کار خود پشیمان شدند.
The lord promised to pay for the burned pastures, and the farmers promised to rebuild the mansion.
(ذِ لُرد پرامیسد تو پِی فُر ذِ بُرند پَیستچِرز، اَند ذِ فارمِرز پرامیسد تو ریبیلد ذِ مَنشن)
ارباب قول داد هزینهی مراتع سوخته را بپردازد و کشاورزان قول دادند که عمارت را بازسازی کنند.
They had learned that when you fight, both sides lose.
(دِی هَد لِرند ذَت وِن یو فایت، بوت سایدز لوز)
آنها یاد گرفته بودند که وقتی میجنگید، هر دو طرف میبازند.
برخی کلمات مهم که در متن آمده است به شرح ذیل میباشد:
renovating (رِنووِیتینگ): بازسازی کردن
mansion (مَنشن): عمارت
pastures (پَیْسچِرْز): مراتع، چراگاهها
erected (اِرِکتِد): برپا شده، ساخته شده
arch (آرچ): طاق، قوس
adjoining (اِجُینینگ): مجاور، متصل
slabs (اِسْلَبْز): تختهسنگها، صفحات
petition (پِتیشِن): دادخواست، عریضه
alleged (اِلِجد): ادعا شده، بهاصطلاح
servants (سِروِنْتْس): خدمتکاران
terrace (تِرِس): تراس، پشتبام
asked (اَسْکْت): پرسید، درخواست کرد