Anton’s Great Discovery
(اَنتَنز گِرِیت دیسکاوَری)
کشف بزرگ آنتون
Anton Van Leeuwenhoek was a Dutch cloth merchant.
(اَنتَن وان لیوِنهوک واز اِ داچ کلات مِرچَنت)
آنتون ون لیوونهوک تاجر پارچهی هلندی بود.
His life began to change after he got his first microscope in 1653.
(هیز لایف بیگَن تو چِینْج آفتَر هِی گات هیز فیرست مایکروسکوپ این سیکْسْتین فِفتی ثری)
زندگی او پس از گرفتن اولین میکروسکوپ در سال ۱۶۵۳ شروع به تغییر کرد.
It was a very simple microscope.
(ایت واز اِ وِری سیمپِل مایکروسکوپ)
میکروسکوپ بسیار سادهای بود.
It had a lens in an upright stand.
(ایت هَد اِ لِنز این اَن آپرایت اِستَند)
لنز آن به حالت قائم بود.
It could make small things look large.
(ایت کُود مِیک اسمال تینگز لوک لارج)
میتوانست چیزهای کوچک را بزرگ جلوه دهد.
It was handy for looking closely at cloth.
(ایت واز هَندی فُر لوکینگ کلوزلی اَت کلات)
برای دیدن دقیق پارچه بسیار مفید بود.
Soon, Anton felt a longing to build a more powerful microscope.
(سون، اَنتَن فِلت اِ لانگینگ تو بیلد اِ مور پاوئِرفُل مایکروسکوپ)
طول نکشید که آنتون آرزوی ساخت میکروسکوپ قدرتمندتری را احساس کرد.
He dreamed of using it to make an important scientific discovery.
(هی دْریمْد آو یوزینگ ایت تو مِیک اَن ایمپورتَنت سایِنتیفیک دیسکاوَری)
او آرزو داشت از آن برای یک کشف مهم علمی استفاده کند.
He wanted to become famous.
(هی وانتِد تو بیکام فِیمَس)
میخواست مشهور شود.
Three decades later, he did.
(ثری دِکِیدز لِیتِر، هِی دِید)
سه دهه بعد، این کار را کرد.
For many years, Anton experimented with microscopes and lenses.
(فُر مِنی ییرز، اَنتَن اِکسْپِریمِنتِد ویذ مایکروسکوپس اَند لِنسیز)
آنتون سالها با میکروسکوپ و لنزها آزمایش کرد.
Eventually, he constructed a very powerful microscope.
(ایوِنچوالی، هِی کانسترَکتِد اِ وِری پاوئِرفُل مایکروسکوپ)
سرانجام، میکروسکوپ بسیار قدرتمندی ساخت.
If he had sold the concept to others, it would have made him very rich.
(اِف هِی هَد سولْد ذِ کانْسِپْت تو اَذَرز، ایت وود هَو مِید هیم وِری ریچ)
اگر این اندیشه را به دیگران فروخته بود، بسیار ثروتمند میشد.
However, Anton refrained from surrendering his secret to anyone.
(هاوِوِر، اَنتَن رِفِرِینْد فرام سِرِندِرینگ هیز سیکرِت تو اِنیوان)
با این حال، آنتون از تسلیم راز خود به دیگران خودداری کرد.
Instead, he wanted to use it to become famous.
(ایناستِد، هِی وانتِد تو یوز ایت تو بیکام فِیمَس)
در عوض، میخواست از آن برای معروف شدن استفاده کند.
So he used his secret microscope to study the natural world.
(سو هِی یوزْد هیز سیکرِت مایکروسکوپ تو اِتَدی ذِ نَچرَل وورلد)
بنابراین از میکروسکوپ مخفیاش برای مطالعهٔ جهان طبیعی استفاده کرد.
One day, he was looking at saliva from his mouth with the microscope.
(وان دی، هِی واز لوکینگ اَت سَلایوَا فرام هیز ماوت ویذ ذِ مایکروسکوپ)
یک روز، با میکروسکوپ به بزاق دهان خود نگاه میکرد.
In the saliva, he saw numerous tiny particles.
(این ذِ سَلایوَا، هِی سات نیومِرَس تاینی پارتیکَلز)
او در بزاق، ذرات بسیار زیادی را مشاهده کرد.
Some of them were moving!
(سَم آو دِم وِر مووینگ!)
بعضی از آنها در حال حرکت بودند!
He thought that the particles were tiny organisms.
(هی تات ذَت ذِ پارتیکَلز وِر تاینی اُرگَنیزَمز)
او فکر کرد که این ذرات موجودات ریزی هستند.
So he isolated them from each other and studied each one carefully.
(سو هِی آیسولِیتِد دِم فرام ایچ اَذَر اَند اِتَدید ایچ وان کِیرفَلی)
بنابراین او آنها را از یکدیگر جدا کرد و هر یک را با دقت مطالعه کرد.
Then he classified them into different categories.
(دِن هِی کْلاسیفایْد دِم اینتو دیفرَنت کَتِگوریز)
سپس آنها را در دستههای مختلف طبقهبندی کرد.
Some were round.
(سَم وِر راوند)
بعضیها گرد بودند.
Others were long and had tails.
(اَذَرز وِر لانگ اَند هَد تِیلز)
بقیه بلند بودند و دم داشتند.
All were alive.
(آل وِر اَلایو)
همه زنده بودند.
Anton was so excited.
(اَنتَن واز سو اِکسایتِد)
آنتون خیلی هیجانزده شده بود.
He knew he could become famous now.
(هی نیو هِی کُود بیکام فِیمَس ناو)
او میدانست که اکنون میتواند مشهور شود.
He was the first person to see these tiny organisms.
(هی واز ذِ فیرست پِرْسِن تو سی دیز تاینی اُرگَنیزَمز)
او اولین شخصی بود که این موجودات ریز را مشاهده کرد.
So he drew diagrams of the organisms and sent them to a group of scientists in London.
(سو هِی دْرُو دایَگْرَمز آو ذی اُرگَنیزَمز اَند سِنْت دِم تو اِ گروپ آو سایِنتیستس این لانْدَن)
بنابراین نمودارهایی از موجودات زنده را رسم کرد و آنها را برای گروهی از دانشمندان در لندن فرستاد.
The scientists were sophisticated men who did not believe tiny, animate organisms could live in our mouths.
(ذِ سایِنتیستس وِر سافیسْتِیکِیتِد مَن هو دید نات بیلِیو تاینی، اَنیمِیت اُرگَنیزَمز کُود لیو این آوِر ماوتس)
دانشمندان مردان پیچیدهای بودند که باور نداشتند موجودات کوچک و زنده میتوانند در دهان ما زندگی کنند.
Anton made a plea for them to come to Holland to see the organisms with their own eyes.
(اَنتَن مِید اِ پلی فُر دِم تو کام تو هالَند تو سی ذی اُرگَنیزَمز ویذ دِر اون آیز)
آنتون از آنها خواست تا به هلند بیایند تا موجودات زنده را با چشم خود ببینند.
The men took a ferry to Holland and met Anton.
(ذِ مَن توک اِ فِری تو هالَند اَند مِت اَنتَن)
این افراد با یک کشتی به هلند رفتند و با آنتون ملاقات کردند.
They performed a careful review of his work, and they conceded that he had made a worthwhile discovery.
(دِی پِرفورمْد اِ کِیرفُل ریویو آو هیز وَرک، اَند دِی کانسیدِد ذَت هِی هَد مِید اِ وُرثوایل دیسکاوَری)
آنها یک بررسی دقیق از کار او انجام دادند و قبول کردند که او کشف ارزشمندی کرده است.
Anton Van Leeuwenhoek had discovered bacteria.
(اَنتَن وان لیوِنهوک هَد دیسکاوِرْد بَکتیریə)
آنتون ون لیوونهوک باکتری را کشف کرده بود.
After decades of hard work, he had become famous.
(آفتَر دِکِیدز آو هارد وَرک، هِی هَد بیکام فِیمَس)
پس از دههها تلاش، به شهرت رسیده بود.