The Kitten And The Caterpillar
(ذِ کیتِن اَند ذِ کَترپیلَر)
بچهگربه و کرم ابریشم
Katie the kitten liked to play.
(کیتی ذِ کیتِن لایکْد تو پِلِی)
کیتیِ بچهگربه دوست داشت بازی کند.
One day, Cory the caterpillar emerged from a hole in the wall while Katie was playing in the living room.
(وان دی، کوری ذِ کَترپیلَر اِمِرْجْد فرام اِ هول این ذِ وال وایل کیتی واز پِلِیینگ این ذِ لیوینگ روم)
روزی، وقتی که کیتی در اتاق نشیمن بازی میکرد، کوریِ کرم ابریشم از سوراخ دیوار بیرون آمد.
“Hey!” Katie said.
(“هی!” کیتی سِد)
کیتی گفت: «هی!»
“Do you want to play with me?” Cory was reluctant.
(“دو یو وانت تو پِلِی ویذ می؟” کوری واز ریلَکتَنت)
کوری تمایلی نداشت. «میخوای با من بازی کنی؟»
He said, “I’d rather not play with you.
(هی سِد، “آید رَذَر نات پِلِی ویذ یو)
او گفت: «من ترجیح میدم با تو بازی نکنم.
I have several handicaps.
(آی هَو سِوِرَل هَندیکَپْس)
من چند تا معلولیت دارم.
My body is very delicate.
(مای بادی ایز وِری دِلِکیت)
بدنم خیلی ظریفه.
Your claws are as sharp as hooks.
(یور کلاوز آر اَز شارپ اَز هوکس)
چنگالهای تو مثل قلاب تیزن.
You might cut me.
(یو مایت کات می)
ممکنه بدنم رو ببُری.
Plus, I have no bones, not even a spine.
(پلاس، آی هَو نو بونز، نات ایوِن اِ اسپاین)
بهعلاوه، من هیچ استخوانی ندارم، حتی ستون فقرات.
You could easily hurt me.”
(یو کُود ایزِلی هَرت می)
تو میتونی بهراحتی به من صدمه بزنی.»
“I swear that I won’t hurt you,” Katie said.
(“آی سوِر ذَت آی وونْت هَرت یو،” کیتی سِد)
کیتی گفت: «قسم میخورم بهت صدمه نزنم.»
“No, I don’t want to,” he said again.
(“نو، آی دونْت وانت تو،” هِی سِد اَگِن)
او دوباره گفت: «نه، نمیخوام.»
He hopped from the wall, but Katie pursued him.
(هی هاپْت فرام ذِ وال، بَت کیتی پَرسوْد هیم)
از دیوار پرید، اما کیتی دنبالش رفت.
Cory ran into the kitchen and into the cupboard, but Katie ran right behind.
(کوری رَن اینتو ذِ کیچِن اَند اینتو ذِ کابُرد، بَت کیتی رَن رایت بِهایند)
کوری به داخل آشپزخانه و داخل کمد دوید، اما کیتی درست پشت سرش دوید.
Katie knocked appliances to the floor.
(کیتی ناکْد اَپلایَنسِز تو ذِ فلور)
کیتی وسایل خانه را به زمین زد.
Plates fell into the sink and broke in the basin.
(پِلِیتس فِل اینتو ذِ سینک اَند بروک این ذِ بِیسِن)
بشقابها به داخل ظرفشویی افتادند و شکستند.
Then, Cory ran into a bedroom.
(دِن، کوری رَن اینتو اِ بِدْروم)
سپس، کوری به داخل یک اتاق خواب دوید.
Some laundry was on the floor.
(سام لانْدْری واز آن ذِ فلور)
مقداری لباس چرک روی زمین بود.
Cory hid under a shirt, but Katie saw him.
(کوری هید اَندِر اِ شِرْت، بَت کیتی سات هیم)
کوری زیر پیراهنی پنهان شد، اما کیتی او را دید.
She jumped on the shirt.
(شی جامپْت آن ذِ شِرْت)
پرید روی پیراهن.
Her paws left stains on it, and her claws tore the sleeves into strips.
(هِر پاز لِفت اِستِینز آن ایت، اَند هِر کلاوز تُور ذِ اسلیوز اینتو اِسترِیپس)
پنجههایش لکههایی روی آن گذاشت و آستینها را بهصورت نوار پاره کرد.
However, Cory escaped.
(هاوِوِر، کوری اِسکِیپْد)
با این حال، کوری فرار کرد.
He used a small hole in the floor to hide.
(هی یوزْد اِ اسمال هول این ذِ فلور تو هاید)
او برای پنهان شدن از یک سوراخ کوچک در کف زمین استفاده کرد.
But Katie saw him.
(بَت کیتی سات هیم)
اما کیتی او را دید.
“Now you are caught!” said Katie.
(“ناو یو آر کات!” سِد کیتی)
کیتی گفت: «گیر افتادی!»
Cory tried to avoid Katie’s claws.
(کوری ترایْد تو اَویْد کیتیز کلاوز)
کوری سعی کرد از پنجههای کیتی دور بماند.
He moved his body as far into the hole as possible.
(هی مووْد هیز بادی اَز فار اینتو ذِ هول اَز پاسِبَل)
تا آنجا که ممکن بود بدنش را به داخل سوراخ منتقل کرد.
He didn’t know how he’d get out of the hole.
(هی دیدِنْت نو ها هِید گِت اوت آو ذِ هول)
نمیدانست چگونه میتواند از چاله خارج شود.
Just then, Katie’s owner came home.
(جاست دِن، کیتیز اونَر کِیم هوم)
همان موقع، صاحب کیتی به خانه آمد.
She saw that the house was a mess.
(شی سات ذَت ذِ هاوس واز اِ مِس)
او دید که خانه بههمریخته است.
She took a broom and swung it at Katie.
(شی توک اِ بروم اَند اِسْوَانگ ایت اَت کیتی)
جارویی برداشت و آن را به سمت کیتی تاب داد.
She chased Katie out of the house.
(شی چِیْسْت کیتی اوت آو ذِ هاوس)
کیتی را از خانه بیرون کرد.
Cory was safe, and Katie was left outside, because she didn’t listen to the wishes of others.
(کوری واز سِیف، اَند کیتی واز لِفت اوتساید، بیکاز شی دیدِنْت لیسِن تو ذِ ویشیز آو اَذَرز)
کوری در امان بود و کیتی بیرون ماند، چون به خواستههای دیگران گوش نمیداد.