Globalization
(گلوبالایزِیشن)
جهانیسازی
Today, it is not at all abnormal for the goods you purchase to come from around the world.
(تودِی، ایت ایز نات اَت اُل اَبْنورْمَل فُر ذِ گودز یو پِرچِس تو کام فرام اِرآوند ذِ وورلد)
امروزه این که کالاهایی که میخرید از سراسر جهان بیایند، اصلاً غیرعادی نیست.
Sometimes, a single item is comprised of parts constructed in many different countries.
(سامتایمز، اِ سینگِل آیتِم ایز کامپرایزْد آو پارْتس کانستراکتِد این مِنی دیفرِنت کانتریز)
گاهی اوقات، یک کالا از قطعات ساختهشده در کشورهای مختلف تشکیل شده است.
This is applicable to almost anything you can buy today.
(دِیس ایز اَپلیکَبُل تو اُلموست اِنیثینگ یو کَن بای تودِی)
این موضوع تقریباً برای هر چیزی که امروز میتوانید بخرید صدق میکند.
Consider a sweater: the wool may be woven by a robot in China, dyed using artificial colors from India, and sold in the United States.
(کنسیدِر اِ سوِیتَر: ذِ وول مِی بی وووِن بای اِ روبات این چاینا، دایْد یوزینگ آرتیفیشَل کالَرز فرام ایندیا، اَند سولد این دی یونایتد اِیتیتز)
یک ژاکت را در نظر بگیرید: ممکن است پشم توسط رباتی در چین بافته شود، با رنگهای مصنوعی از هند رنگ شود، و در ایالات متحده فروخته شود.
Long ago, the fiscal cost of importing or exporting items from foreign countries was high, and manufacturers considered the practice to be fiscally irresponsible.
(لانگ اَگو، ذِ فیسکَل کاست آو ایمپورتینگ یا اِکسپورتینگ آیتِمز فرام فورین کانتریز واز های، اَند مَنیوفَکچَرَرز کانسیدِرد ذِ پرَکتیس تو بی فیسکَلی ایریسپانزِبَل)
مدتها پیش، هزینهٔ مالی واردات یا صادرات کالا از کشورهای خارجی بالا بود و تولیدکنندگان این کار را از نظر مالی غیرمسئولانه میدانستند.
By contrast, prices were low for goods that were made at home or in adjacent countries.
(بای کانترَست، پرایسِز وِر لو فُر گودز ذَت وِر مِید اَت هوم یا این اَدیسِنت کانتریز)
در مقابل، قیمت کالاهایی که در داخل یا کشورهای همسایه ساخته میشدند پایین بود.
Nowadays, however, the convenience of importing and exporting goods is in large part due to globalization.
(ناودِیز، هاوِوِر، ذِ کانوینیِنس آو ایمپورتینگ اَند اِکسپورتینگ گودز ایز این لارج پارت دیو تو گلوبالایزِیشن)
با این حال، امروزه سهولت واردات و صادرات کالا تا حد زیادی به دلیل جهانیسازی است.
Globalization means more closely-connected countries.
(گلوبالایزِیشن مینز مور کلوزلی-کانِکتِد کانتریز)
جهانیسازی یعنی کشورهایی با ارتباط نزدیکتر.
Merchants broker deals between entrepreneurs from across the globe to consolidate their costs and configure the lowest prices for their products.
(مِرچَنتس بروکِر دیلز بیتوین آنترپرِنورز فرام اَکراس ذِ گلوب تو کانسالیدِیت دِر کاستس اَند کانفیگِر ذِ لویست پرایسِز فُر دِر پراداکتس)
بازرگانان برای کاهش هزینهها و تعیین کمترین قیمت برای محصولاتشان، بین کارآفرینانی از سراسر جهان معامله میکنند.
Imagine your company wants to start manufacturing bicycles and selling them.
(ایمَجِن یور کامپَنی وانتس تو استارت مَنیوفَکچِرینگ بایسیکَلز اَند سِلینگ دِم)
تصور کنید شرکت شما میخواهد تولید و فروش دوچرخه را شروع کند.
If a factory close to home did everything, it would be expensive.
(اِف اِ فَکتِری کلوز تو هوم دِد اِوریثینگ، ایت وود بی اِکسپِنسِو)
اگر یک کارخانهٔ نزدیک همهٔ کارها را انجام میداد، هزینهاش بالا میرفت.
A bureaucracy would need to approve every decision, and its members would need to be paid.
(اِ بیوروکرَسی وود نید تو اَپروو اِوری دِسیژن، اَند ایتس مِمبِرز وود نید تو بی پِید)
ساختار اداری باید هر تصمیمی را تأیید کند و اعضای آن باید حقوق بگیرند.
Some workers would be hired to mine the aluminum and others to find the rubber.
(سَم وُرکِرز وود بی هایِرْد تو ماین ذِ اَلومینَم اَند اَذَرز تو فایند ذِ رَبِر)
بعضی کارگران برای استخراج آلومینیوم و برخی دیگر برای تهیهٔ لاستیک استخدام میشدند.
Then others would build the bikes and market them to local stores.
(دِن اَذَرز وود بیلد ذِ بایکس اَند مارکیت دِم تو لوکَل استورز)
سپس دیگران دوچرخهها را میساختند و به فروشگاههای محلی عرضه میکردند.
However, dividing the tasks evenly between different countries in order to reduce or minimize certain costs makes a lot more sense.
(هاوِوِر، دایوایدینگ ذِ تَسکْس ایوِنلی بیتوین دیفرِنت کانتریز این اُردِر تو ریدوس یا مینیمایز سِرْتِن کاستس مِیکس اِ لات مور سِنس)
با این حال، تقسیم مساوی وظایف بین کشورهای مختلف به منظور کاهش یا به حداقل رساندن برخی هزینهها بسیار منطقیتر است.
Paying for metal mined in Brazil and shaped in the Philippines can save manufacturing costs.
(پِیینگ فُر مِتَل مایند این بَرَزیل اَند شِیپْد این ذِ فیلیپینز کَن سِیو مَنیوفَکچِرینگ کاستس)
پرداخت هزینهٔ فلزی که در برزیل استخراج و در فیلیپین شکل داده شده است، میتواند در هزینهٔ تولید صرفهجویی کند.
Building the bikes in China, where prices are low, and selling them to Japan, where prices are high, can help a business owner make higher profits.
(بیلدینگ ذِ بایکس این چاینا، وِر پرایسِز آر لو، اَند سِلینگ دِم تو جاپَن، وِر پرایسِز آر های، کَن هِلپ اِ بیزِنَس اوونِر مِیک هایِر پروفیتس)
ساخت دوچرخه در چین که قیمتها پایین است و فروش آن به ژاپن که قیمتها بالاست، میتواند به صاحب کسبوکار کمک کند سود بیشتری ببرد.
The consensus among many traders is that globalization has helped them become wealthy.
(ذِ کانسِنسَس اَمانگ مِنی تِرِیدِرز ایز ذَت گلوبالایزِیشن هَز هِالپْد دِم بیکام وِلثی)
اتفاق نظر بسیاری از بازرگانان این است که جهانیسازی به ثروتمند شدنشان کمک کرده است.
Globalization, however, has its negative side as well, as local workers sometimes lose out to absent laborers in distant lands.
(گلوبالایزِیشن، هاوِوِر، هَز ایتس نِگَتِو ساید اَز وِل، اَز لوکَل وُرکِرز سامتایمز لوز آوت تو اَبسِنت لِیبَرَرز این دیستَنت لَندز)
با این حال، جهانیسازی جنبهٔ منفی هم دارد، زیرا کارگران محلی گاهی در برابر کارگران دور از وطنِ غایب، بازنده میشوند.
For this reason, many commentators deem globalization as something negative.
(فُر دِیس ریزِن، مِنی کامِنتِیتَرز دیم گلوبالایزِیشن اَز سامثینگ نِگَتِو)
به همین دلیل، بسیاری از مفسران جهانیسازی را پدیدهای منفی میدانند.
The ideological differences between supporters of globalization may clash with politicians who pass laws that try to limit it.
(ذی آیدیولوژیکَل دیفرِنسِز بیتوین ساپورتَرز آو گلوبالایزِیشن مِی کْلَش ویذ پالیتیشَنز هو پَس لاز ذَت ترای تو لیمیت ایت)
اختلافات ایدئولوژیک بین طرفداران جهانیسازی ممکن است با سیاستمدارانی که قوانینی برای محدود کردن آن وضع میکنند، درگیر شود.
Yet despite critiques, globalization continues to grow stronger.
(یِت دیسپایت کریتیوکس، گلوبالایزِیشن کانتینیو تو گرو استرانگَر)
با این وجود، با وجود انتقادها، جهانیسازی همچنان قدرتمندتر میشود.
United States’ franchises like McDonald’s, for example, can be found around the world, and almost all machines have parts that are made in China.
(یونایتد اِیتیتس فِرنچایزِز لایک مَکدونالدز، فُر اگزامپل، کَن بی فاوند اِرآوند ذِ وورلد، اَند اُلموست آول مَشینز هَو پارْتس ذَت آر مِید این چاینا)
برای مثال، حق امتیازهای آمریکایی مانند مکدونالد را میتوان در سراسر جهان یافت، و تقریباً همهٔ ماشینها قطعاتی دارند که ساخت چین است.