Beat Around the Bush
به اصل مطلب نپرداختن و طفره رفتن-آسمون ریسمون بافتن
Welcome to English in a Minute!
به انگلیسی در یک دقیقه خوش اومدین!
Sometimes it’s hard to communicate clearly and directly.
بعضی وقتها، واضح و مستقیم حرف زدن سخته.
Hmmm.
هـــــوم.
Let’s hope Anna and Jonathan are extra clear about what this means.
بریم ببینیم آنا و جاناتان چه چیزای اضافی و دقیق تری در این مورد میگن.
I have news.
یه خبرایی دارم.
Okay.
باشه.
What is it?
چیه؟
You can’t tell anyone else.
نباید به هیشکی بگیا.
Okay.
باشه.
And you have to still be my friend!
و این که باید همچنان دوست من بمونی!
Of course.
البته که میمونم.
Anna, stop beating around the bush.
آنا، بسه دیگه انقدر طفره نرو.
And tell me what it is.
و بهم بگو چی میخوای بگی.
Okay.
باشه.
I got a job offer.
من یه پیشنهاد کاری گرفتم.
If you “beat around the bush,” you do whatever you can to avoid saying something.
اگه شما «beat around the bush» بکنید، واسه گفتن چیزی دست دست می کنید و از گفتنش طفره میرید.
In medieval times, hunting groups used sticks to beat around bushes.
تو قرون وسطایی، شکارچیا دور بوته ها دنبال شکار می گشتن.
But they wouldn’t directly hit the bushes because they didn’t know what else might be in there.
ولی نمی تونستن مستقیم برن داخل بوته ها رو بگردن، چون نمی دونستن که داخل بوته ها چه چیزایی در انتظارشون باشه.
And that’s English in a Minute!
و این بود انگلیسی تو یک دقیقه!