Born with a silver spoon
متولد شدن با قاشق نقره ای
Welcome to English in a minute.
به برنامه ی «انگلیسی در یک دقیقه» خوش اومدین.
Silver is a valuable metal.
نقره یه فلز گرون قیمته.
Is this expression about babies eating metal?
این یعنی که بچه فلز میخوره؟
Let’s find out?
بریم ازش سر در بیاریم؟
Jonathan, last night at Kim’s party, everyone talked about how they went to the best schools and how they’re making tons of money.
جاناتان، دیشب مهمونی کیم بودیم و همه درباره ی اینکه اونا چطوری به بهترین مدرسه رفتن و چطور پول هنگفتی دارن، حرف میزدن.
Well, they must have worked hard to get to that point.
خب، حتما اونا خیلی زحمت کشیدن تا به اینجا رسیدن.
Right?
اینطور نیست؟
Yeah, I don’t think so.
آره، ولی من که اینطور فکر نمیکنم.
They were just born with silver spoons in their mouths.
اونا فقط تو ناز و نعمت و خونواده ی ثروتمند به دنیا اومدن.
Ah, yeah, I know the type.
آه، درسته، این تیپ از آدما رو میشناسم.
They can be a little annoying.
اینجور آدما یه کم رو مُخن!
Someone who is “born with a silver spoon in their mouth” is born into a family of wealth and privilege.
کسی که «با قاشق نقره ای تو دهن به دنیا اومده باشه» یعنی که تو یه خونواده ی پولدار و تجملی به دنیا اومده.
We use this expression in a negative way to describe somone who is successful only because of their family’s money and connections.
از این اصطلاح به حالت منفی و در رابطه با توصیف کسی استفاده می کنیم که فقط به خاطر شرایط خونوادگی و وضعیت مالی ای که خونوادش دارن، تونسته موفق بشه.