• cut someone some slack (به کسی سخت نگیر)

    Welcome to English in a minute.

    به انگلیسی تو یک دقیقه خوش اومدین!

    Sometimes we cut with a knife, sometimes with scissors.

    ما گاهی وقتها با چاقو می بُریم و گاهی وقتها هم با قیچی می بُریم.

    But what do you use to cut slack?

    ولی شُل بریدن چی میشه؟

    Let’s find out.

    بریم سردربیاریم.

    Where’s Jane?

    جِین کجاست؟

    She not here yet.

    هنوز نیومده اینجا.

    She’s late.

    اون دیر کرده.

    again!

    دوباره!

    And now I have to do the whole show, by myself .

    و الان من مجبورم کل برنامه رو تک و تنها اجرا کنم.

    again!

    دوباره!

    Jonathan, calm down.

    جاناتان آروم باش.

    Jane has had a lot of problems lately with her family.

    جین مشکلات خانوادگی زیادی داشته.

    Let’s cut her some slack.

    بیا بهش سخت نگیریم و شرایطش رو درکش کنیم.

    She is a paid professional.

    اون یه شاغل حرفه ای ــه.

    So, no!

    پس اینجور نمیشه!

    No slack will be cut.

    شرایط درک کردن نداریم!

    When you “cut someone some slack,” you are more forgiving of their actions than you normally would be.

    وقتی که شما «cut someone some slack» می کنید، یعنی که نسبت به رفتارهای صورت گرفته شده، بخشش و گذشت بیشتری نشون می دید.

    The word slack, in this case, means the part of a line or a rope that hangs loosely, instead of being tight.

    لغت « slack» در این مورد، به معنی: قسمتی از خط یا طناب هست که به جای این که سفت باشه، شل و آویزونه.

    عبارت “cut someone some slack” یعنی:

    “به کسی سخت نگیر”
    “از کسی چشم‌پوشی کن”
    “به کسی فرصت بده”
    “با کسی آسان‌تر برخورد کن”

    کلمه “slack” معانی مختلفی دارد که بستگی به جمله و موقعیت دارد. در اینجا مهم‌ترین معانی را توضیح می‌دهم:
     
     
    ۱. به عنوان اسم (Noun) – به معنی “سستی” یا “شلی”
     
    · یعنی چیزی که سفت یا محکم نباشد، یا فشار و کشش کم داشته باشد.
    · مثال:
        There is too much slack in the rope.
        طناب خیلی شل است.
     
     
    ۲. به عنوان صفت (Adjective) – به معنی “سست”، “کم‌کار” یا “بی‌حال”
     
    · یعنی کسی که به اندازه‌ی کافی تلاش نمی‌کند یا کارش را درست انجام نمی‌دهد.
    · مثال:
        He’s been slack at work lately.
        این روزها سر کار کم‌کاری می‌کند.
     
     
    ۳. در اصطلاح “cut someone some slack” – به معنی “به کسی سخت نگیر”
     
    · یعنی از توقعاتت نسبت به کسی بگذری و با او ملایم‌تر برخورد کنی.
    · مثال:
        She’s new here, so cut her some slack.
        او تازه اینجاست، پس بهش سخت نگیر.
     
     
    ۴. به عنوان فعل (Verb) – به معنی “شل کردن” یا “کم‌کاری کردن”
     
    · مثال:
        Don’t slack off!
        کم‌کاری نکن! (از کار نزن!)
     
     
    خلاصه:
    “Slack” بیشتر به معنی شل بودن، کم‌کاری کردن یا سخت نگرفتن است.