Foolish Monkeys:
فولیش مانکیز
میمونهای احمق
Several centuries ago, there was a very large, dense, and dark forest.
سِورَل سِنتچریز اَگو، دِر واز اَ وِری لارج، دِنس، اَند دارک فورِست
چندین قرن پیش، جنگلی بسیار بزرگ، انبوه و تاریک وجود داشت
A group of monkeys arrived in the forest.
اَ گروپ آو مانکیز اَرایْد این دِ فورِست
گروهی از میمونها به جنگل رسیدند
It was winter season,
ایت واز وینتَر سیزِن
فصل زمستان بود
and the monkeys struggled hard to survive the freezing cold nights.
اَند دِ مانکیز استراگلد هارد تو سَروایو دِ فریزینگ کُلد نایتس
و میمونها برای زنده ماندن در شبهای سرمای سخت تقلا میکردند
They were searching for fire to keep warm.
دِی وِر سِرچینگ فور فایر تو کیپ وارم
آنها به دنبال آتش بودند تا گرم بمانند
One night, they saw a firefly
وان نایت، دِی ساو اَ فایرفلای
یک شب، آنها کرم شبتابی دیدند
and mistook it for a spark of fire.
اَند میستوک ایت فور اَ اسپارک آو فایر
و آن را با جرقه آتش اشتباه گرفتند
All the monkeys in the group shouted,
اُل دِ مانکیز این دِ گروپ شاوتِد
همه میمونهای گروه فریاد زدند
“Fire, Fire, Fire! Yeah, we got fire!”
“فایر، فایر، فایر! یِه، وی گات فایر!”
«آتش، آتش، آتش! بله، آتش پیدا کردیم!»
A couple of monkeys tried to catch the firefly,
اَ کاپِل آو مانکیز تراید تو کَچ دِ فایرفلای
چند تا از میمونها تلاش کردند کرم شبتاب را بگیرند
but it escaped.
بَت ایت اسکِیپد
اما فرار کرد
They were sad because they could not catch the fire.
دِی وِر سَد بیکاز دِی کُد نات کَچ دِ فایر
آنها ناراحت شدند چون نتوانستند آتش را بگیرند
They were talking to themselves,
دِی وِر تالکینگ تو دِم سِلوِز
با خودشان حرف میزدند
saying that they couldn’t survive the cold
سِیینگ دَت دِی کُدنت سَروایو دِ کُلد
و میگفتند که نمیتوانند سرما را تحمل کنند
if they didn’t get the fire.
اِف دِی دیدنت گِت دِ فایر
اگر آتش به دست نیاورند
The next night, they saw many fireflies again.
دِ نِکس نایت، دِی ساو مِنی فایرفلایز اَگین
شب بعد، دوباره تعداد زیادی کرم شبتاب دیدند
After several attempts, the monkeys caught a few fireflies.
آفتر سِورَل اَتِمپتس، دِ مانکیز کات اَ فیو فایرفلایز
پس از چندین تلاش، میمونها چند کرم شبتاب گرفتند
They put the fireflies in a hole they dug in the ground
دِی پوت دِ فایرفلایز این اَ هول دِی دَگ این دِ گرَوند
آنها کرمهای شبتاب را در سوراخی که در زمین کنده بودند گذاشتند
and tried to blow on the flies.
اَند تراید تو بلو آن دِ فلایز
و سعی کردند روی آن حشرات باد بدمند
They blew on the flies very hard
دِی بلو آن دِ فلایز وِری هارد
آنها با تمام توان روی حشرات باد دمیدند
without knowing the fact that they were flies!
ویتاوت نوینگ دِ فَکت دَت دِی وِر فلایز!
بدون اینکه بدانند آنها حشرات هستند!
An owl was watching the monkeys’ activities.
اَن اول واز واچینگ دِ مانکیز اَکتیوتیز
جغدی داشت فعالیتهای میمونها را تماشا میکرد
The owl approached the monkeys
دِ اول اَپروچد دِ مانکیز
جغد به میمونها نزدیک شد
and told them, “Hey, those are not fire!
اَند تولد دِم، “هی، دُوز آر نات فایر!
و به آنها گفت: «هی، آنها آتش نیستند!
They are flies. You won’t be able to make fire from them!”
دِی آر فلایز. یو وونت بی ایبِل تو مِیک فایر فرام دِم!”
آنها حشرات هستند. نمیتوانید از آنها آتش درست کنید!»
The monkeys laughed at the owl.
دِ مانکیز لَفت اَت دِ اول
میمونها به جغد خندیدند
One monkey replied to the owl,
وان مانکی ریپلاید تو دِ اول
یکی از میمونها به جغد پاسخ داد
“Hey, old owl, you don’t know anything about how to make fire.
“هی، اولد اول، یو دونت نو اِنیثینگ اَباوت هاو تو مِیک فایر
«ای جغد پیر، تو چیزی از آتش درست کردن نمیدانی
Don’t disturb us!”
دونت دیستارِب آس!”
ما را اذیت نکن!»
The owl warned the monkeys again
دِ اول وارند دِ مانکیز اَگین
جغد دوباره به میمونها هشدار داد
and asked them to stop their foolish act.
اَند اَسکد دِم تو استاپ دِر فولیش اَکت
و از آنها خواست دست از کار احمقانهشان بردارند
“Monkeys, you cannot make fire from flies!
“مانکیز، یو کَنات مِیک فایر فرام فلایز!
«ای میمونها، نمیتوانید از حشرات آتش درست کنید!
Please listen to my words.”
پلیز لیسِن تو مای وُردز”
لطفاً به حرفهایم گوش دهید»
The monkeys continued trying to make fire from the flies.
دِ مانکیز کانتینیود ترایینگ تو مِیک فایر فرام دِ فلایز
میمونها به تلاش برای درست کردن آتش از حشرات ادامه دادند
The owl told them again to stop their foolish act.
دِ اول تولد دِم اَگین تو استاپ دِر فولیش اَکت
جغد دوباره به آنها گفت دست از کار احمقانهشان بردارند
“You are struggling so much.
“یو آر استراگلینگ سُو ماچ
«اینقدر زحمت میکشید
Go take shelter in a nearby cave.
گو تِیک شِلتَر این اَ نیربای کِیو
بروید در غاری نزدیک پناه بگیرید
You can save yourselves from the freezing cold!
یو کَن سِیو یورسِلوِز فرام دِ فریزینگ کُلد!
میتوانید خودتان را از سرمای سخت نجات دهید!
You won’t get fire!”
یو وونت گِت فایر!”
آتش به دست نمیآورید!»
One monkey shouted at the owl,
وان مانکی شاوتِد اَت دِ اول
یکی از میمونها به جغد پرخاش کرد
and the owl left the place.
اَند دِ اول لِفت دِ پلیس
و جغد آنجا را ترک کرد
The monkeys continued their foolish activity for several hours,
دِ مانکیز کانتینیود دِر فولیش اَکتیوتی فور سِورَل آورز
میمونها چندین ساعت به کار احمقانهشان ادامه دادند
and it was almost midnight.
اَند ایت واز اولماست مید نایت
و تقریباً نیمهشب بود
They were very tired
دِی وِر وِری تایِرد
آنها خیلی خسته شده بودند
and finally realized that the owl’s words were correct
اَند فاینلی ریلایزد دَت دِ اولز وُردز وِر کرِکت
و بالاخره فهمیدند که حرفهای جغد درست بود
and they were trying to blow on flies.
اَند دِی وِر ترایینگ تو بلو آن فلایز
و آنها داشتند روی حشرات باد میدمیدند
They took shelter in the cave
دِی توک شِلتَر این دِ کِیو
آنها در غار پناه گرفتند
and escaped from the cold.
اَند اسکِیپد فرام دِ کُلد
و از سرما نجات یافتند
We may go wrong many times
وی مِی گو رانگ مِنی تایمز
ممکن است بارها اشتباه کنیم
and should seek and accept the advice and suggestions provided by others.
اَند شُد سیک اَند اَکسِپت دِ ادوایس اَند سَجِسچِنز پراوایْدِد بای آذَرز
و باید از راهنماییها و پیشنهادهای دیگران استفاده کنیم و آنها را بپذیریم