Welcome to English in a minute.
به انگلیسی تو یک دقیقه خوش اومدین.
Planting seeds is one of the very first steps in starting a garden.
کاشتن دونه ها یکی از مراحل اولیه واسه ایجاد یک باغچه اس.
So do Anna and Jonathan have gardening tips for us?
پس یعنی آنا و جاناتان هم واسمون نکات باغبونی آوردن؟
Hey!
سلام!
You’re leaving early.
تو داری زود میری.
Yes, I am.
آره دارم زود میرم.
I have to make it to my Portuguese class by 5.
من باید تا ساعت 5 به کلاس زبان پرتغالیم برسم.
Ahhh, Fala Serio?
آه، فالا سریو (به زبون پرتغالی میگه)
Since when do you study Portuguese?
از کی تا حالا داری زبان پرتغالی یاد میگیری؟
Since you showed me all those great pictures from your trip to Brazil.
از وقتی که تو کلی عکس های خوشگل از سفرت به برزیل نشونم دادی،
That planted a seed, Jonathan.
مثل این بود که تو ذهنم یه جرقه زده باشی جاناتان
Seed.
ایده یِ
Deep.
عمیق
Ta bom.
(به پرتغالی)
To plant a seed means to put something .
کاشتن بذر یعنی ایجاد چیزی
Like an idea or feeling.
مثل یک ایده یا حس
in someone’s mind.
تو ذهن یکی
It can be a positive thing, Like giving Anna the idea to go to Brazil.
میتونه یه چیز مثبت و مفید باشه، مثل شکل گیری ایده ی برزیل رفتن تو ذهن آنا
Or it can be a negative thing .
یا میتونه یه چیز منفی باشه
Like introducing a feeling of suspicion or doubt.
مثل ایجاد یه حس سوءظن یا شک و تردید