Real Solution to Problems
ریل سَلوشِن تو پرابلمز
راهحل واقعی مشکلات
A group of employees was working in a software company.
اَ گروپ آو اِمپلوییز واز وورکینگ این اَ سافتوِر کامپَنی
گروهی از کارمندان در یک شرکت نرمافزاری مشغول به کار بودند
It was a team of 30 employees.
ایت واز اَ تیم آو ثِرتی اِمپلوییز
این تیمی ۳۰ نفره از کارمندان بود
This was a young, energetic, and dynamic team
دِیس واز اَ یانگ، اِنِر جِتیک، اَند داینامیک تیم
این تیمی جوان، پرانرژی و پویا بود
with keen enthusiasm and desire to learn and grow.
ویت کین اِنثوزیازم اَند دِزایر تو لِرن اَند گرو
با اشتیاق زیاد و تمایل به یادگیری و پیشرفت
The management decided to teach the employees
دِ مَنیجمنت دِسایدید تو تیچ دِ اِمپلوییز
مدیریت تصمیم گرفت به کارمندان آموزش دهد
about finding real solutions to problems.
اَباوت فایندینگ ریل سَلوشِنز تو پرابلمز
درباره پیدا کردن راهحلهای واقعی برای مشکلات
The team was called to play a game in a banquet hall.
دِ تیم واز کالد تو پلِی اَ گِیم این اَ بَنکوئِت هال
از تیم دعوت شد تا در تالار ضیافت بازی کنند
The group was quite surprised
دِ گروپ واز کوایت سَپرایزد
گروه کاملاً متعجب شد
as they were called for playing a game.
اَز دِی وِر کالد فور پلِیینگ اَ گِیم
چون برای بازی دعوت شده بودند
All reached the venue holding various thoughts.
اُل ریچد دِ وینیو هولدینگ وِریس ثاتس
همه با افکار مختلف به محل رسیدند
As they entered the hall,
اَز دِی اِنترِد دِ هال
وقتی وارد تالار شدند
they found the hall decorated beautifully
دِی فاوند دِ هال دِکورِیتِد بیوتیفولی
دیدند تالار زیبا تزئین شده
with colorful decorative papers and balloons all over the place.
ویت کالرفُل دِکُرِتیو پِیپِرز اَند بَلونز اُل اووِر دِ پلیس
با کاغذهای تزئینی رنگارنگ و بادکنک در همه جا
It was more like a kid’s play area
ایت واز مور لایک اَ کیدز پلِی ایریا
بیشتر شبیه زمین بازی بچهها بود
than a corporate meeting hall.
دَن اَ کورپِرِت میتینگ هال
تا تالار جلسات شرکتی
Everyone was surprised and gazed at each other.
اِوریوان واز سَپرایزد اَند گِیزد اَت ایچ آذر
همه متعجب شدند و به هم نگاه کردند
Also, there was a huge box of balloons
اولسو، دِر واز اَ هیوج باکس آو بَلونز
همچنین، جعبه بزرگی از بادکنکها
placed at the center of the hall.
پلیسد اَت دِ سِنتر آو دِ هال
در وسط تالار قرار داشت
The team leader asked everyone to pick a balloon from the box
دِ تیم لیدِر اَسکد اِوریوان تو پیک اَ بَلون فرام دِ باکس
رهبر تیم از همه خواست یک بادکنک از جعبه بردارند
and asked them to blow it up.
اَند اَسکد دِم تو بلو ایت آپ
و از آنها خواست بادکنک را باد کنند
Everyone happily picked a balloon and blew it up.
اِوریوان هَپیلی پیکد اَ بَلون اَند بلو ایت آپ
همه با خوشحالی بادکنکی برداشتند و آن را باد کردند
Then the team leader asked them to write their names on their balloons,
دِن دِ تیم لیدِر اَسکد دِم تو رایت دِر نِیمز آن دِر بَلونز
سپس رهبر تیم از آنها خواست اسمشان را روی بادکنکها بنویسند
carefully so that the balloons didn’t burst.
کِرفولی سُو دَت دِ بَلونز دیدنت بَرس
با احتیاط تا بادکنکها نترکند
All tried to write their names on the balloons,
اُل تراید تو رایت دِر نِیمز آن دِ بَلونز
همه سعی کردند اسمشان را روی بادکنکها بنویسند
but not everyone was successful.
بَت نات اِوریوان واز سَکسِسفُل
اما همه موفق نشدند
A few balloons burst due to pressure
اَ فیو بَلونز بَرس دِیو تو پِرِشر
چند بادکنک از فشار ترکید
and they were given another chance to use another balloon.
اَند دِی وِر گیوِن اَنَدار چَنس تو یوز اَنَدار بَلون
و به آنها یک شانس دیگر داده شد تا از بادکنک دیگری استفاده کنند
Those who failed to mark their names
دُوز هو فِیلد تو مارک دِر نِیمز
آنهایی که نتوانستند اسمشان را بنویسند
even after the second chance were ruled out of the game.
ایوِن آفتر دِ سِکند چَنس وِر رولد اوت آو دِ گِیم
حتی بعد از شانس دوم، از بازی حذف شدند
After the second chance, 25 employees were qualified for the next level.
آفتر دِ سِکند چَنس، تونتی فایو اِمپلوییز وِر کوالیفاید فور دِ نِکس لِول
بعد از شانس دوم، ۲۵ کارمند برای مرحله بعدی انتخاب شدند
All the balloons were collected and then put into a room.
اُل دِ بَلونز وِر کِلِکتِد اَند دِن پوت اینتو اَ روم
همه بادکنکها جمع شد و در اتاقی گذاشته شد
The team leader announced to the employees
دِ تیم لیدِر اَناونسد تو دِ اِمپلوییز
رهبر تیم به کارمندان اعلام کرد
to go to the room and pick the same balloon that had their name on it.
تو گو تو دِ روم اَند پیک دِ سِیم بَلون دَت هَد دِر نِیم آن ایت
که به اتاق بروند و همان بادکنکی را بردارند که اسمشان روی آن است
Also, he told them that no balloon should burst
اولسو، هی تولد دِم دَت نو بَلون شُد بَرس
همچنین، به آنها گفت که هیچ بادکنکی نباید بترکد
and warned them to be very careful!
اَند وارند دِم تو بی وِری کِرفول!
و هشدار داد که خیلی دقت کنند!
All 25 employees reached the room,
اُل تونتی فایو اِمپلوییز ریچد دِ روم
هر ۲۵ کارمند وارد اتاق شدند
where the balloons carrying their names were thrown here and there.
وئر دِ بَلونز کَریینگ دِر نِیمز وِر ثرون هیر اَند دِر
جایی که بادکنکهای حاوی اسمشان اینور و آنور پرتاب شده بود
They were searching for the respective balloons carrying their names.
دِی وِر سِرچینگ فور دِ ریسپِکتیو بَلونز کَریینگ دِر نِیمز
آنها به دنبال بادکنکهای مربوط به خودشان میگشتند
While they were in a rush to find the respective balloons,
وایل دِی وِر این اَ راش تو فایند دِ ریسپِکتیو بَلونز
در حالی که برای پیدا کردن بادکنکهای خود عجله داشتند
they tried not to burst the balloons.
دِی تراید نات تو بَرس دِ بَلونز
سعی میکردند بادکنکها را نترکانند
It was almost 15 minutes and no one was able to find the balloon
ایت واز اولماست فیفتین مینیِتس اَند نو وان واز ایبِل تو فایند دِ بَلون
تقریباً ۱۵ دقیقه گذشت و هیچکس نتوانست بادکنک
carrying their own name.
کَریینگ دِر اون نِیم
حامل اسم خودش را پیدا کند
The team was told that the second level of the game was over.
دِ تیم واز تولد دَت دِ سِکند لِول آو دِ گِیم واز اووِر
به تیم گفته شد که مرحله دوم بازی تمام شد
Now it is the third and final level.
ناو ایت ایز دِ ثِرد اَند فاینَل لِول
حالا نوبت مرحله سوم و آخر است
They asked the employees to pick any balloon in the room
دِی اَسکد دِ اِمپلوییز تو پیک اِنی بَلون این دِ روم
از کارمندان خواستند هر بادکنکی در اتاق بردارند
and give it to the person named on the balloon.
اَند گیو ایت تو دِ پرسِن نِیمد آن دِ بَلون
و آن را به شخصی که اسمش روی بادکنک است بدهند
Within a couple of minutes, all balloons reached the hands
ویتین اَ کاپِل آو مینیِتس، اُل بَلونز ریچد دِ هَندز
طی چند دقیقه، همه بادکنکها به دست
of the respective employee and everyone reached the hall.
آو دِ ریسپِکتیو اِمپلوییز اَند اِوریوان ریچد دِ هال
کارمند مربوطه رسید و همه به تالار برگشتند
The team leader announced; this is called real solutions to problems.
دِ تیم لیدِر اَناونسد؛ دِیس ایز کالد ریل سَلوشِنز تو پرابلمز
رهبر تیم اعلام کرد: به این میگویند راهحلهای واقعی مشکلات
Everyone is frantically hunting for solutions to problems
اِوریوان ایز فرَنتیکلی هانتینگ فور سَلوشِنز تو پرابلمز
همه به طور دیوانهوار به دنبال راهحل مشکلات هستند
without understanding the ideal ways.
ویتاوت اَندِرستندینگ دِ آیدیل وِیز
بدون درک روشهای ایدهآل
Many times, sharing and helping others
مِنی تایمز، شِرینگ اَند هِلبینگ آذَرز
بسیاری از مواقع، تقسیم کردن و کمک به دیگران
gives you real solutions to all problems.
گیوز یو ریل سَلوشِنز تو اُل پرابلمز
راهحل واقعی همه مشکلات را به شما میدهد
Help out each other to ease things.
هِلب اوت ایچ آذر تو ایز ثینگز
به یکدیگر کمک کنید تا کارها آسان شود