• The Ant and the Dove

    The Ant and the Dove

    The Ant and the Dove:

    دِ آنت اَند دِ داو

    مورچه و کبوتر

     

    One hot day, an ant was searching for some water.

    وان هات دی، اَن آنت واز سِرچینگ فور سام واتِر

    یک روز گرم، مورچه‌ای به دنبال آب می‌گشت

     

    After walking around for some time, she came to a spring.

    آفتر واکینگ اَراوند فور سام تایم، شِی کِیم تو اَ اسپرینگ

    پس از مدتی راه رفتن، به چشمه‌ای رسید

     

    To reach the spring, she had to climb up a blade of grass.

    تو ریچ دِ اسپرینگ، شِی هَد تو کلایم آپ اَ بِلِید آو گراس

    برای رسیدن به چشمه، باید از روی تیغه‌ای علف بالا می‌رفت

     

    While making her way up, she slipped and fell into the water.

    وایل میکینگ هِر وَی آپ، شِی اسلیپد اَند فِل اینتو دِ واتِر

    در حالی که بالا می‌رفت، لیز خورد و در آب افتاد

     

    She could have drowned if a dove up a nearby tree had not seen her.

    شِی کود هَیو دراوند اِف اَ داو آپ اَ نیربای تری هَد نات سین هِر

    اگر کبوتری که روی درخت نزدیکی بود او را ندیده بود، غرق می‌شد

     

    Seeing that the ant was in trouble,

    سینگ دَت دِ آنت واز این ترابِل

    وقتی دید مورچه در دردسر است

     

    the dove quickly plucked a leaf

    دِ داو کوئیکلی پلاکت اَ لیف

    کبوتر سریع برگی کند

     

    and dropped it into the water near the struggling ant.

    اَند دراپد ایت اینتو دِ واتِر نیِر دِ استراگلینگ آنت

    و آن را در آب نزدیک مورچه‌ی دست‌وپا‌زننده انداخت

     

    The ant moved towards the leaf and climbed up onto it.

    دِ آنت موود تَوَردز دِ لیف اَند کلایمد آپ اونتو ایت

    مورچه به سمت برگ حرکت کرد و روی آن بالا رفت

     

    Soon, the leaf drifted to dry ground, and the ant jumped out.

    سون، دِ لیف دریفتد تو درای گرَوند، اَند دِ آنت جامپد اوت

    به زودی، برگ به خشکی رسید و مورچه بیرون پرید

     

    She was safe at last.

    شِی واز سِیف اَت لاست

    بالاخره نجات یافت

     

    Just at that time, a hunter nearby was about to throw his net over the dove,

    جاست اَت دَت تایم، اَ هانتَر نیربای واز اَباوت تو ثرو هیز نِت اووِر دِ داو

    درست در همان زمان، شکارچی‌ای در نزدیکی قصد داشت تور را روی کبوتر بیندازد

     

    hoping to trap it.

    هاوپینگ تو ترَپ ایت

    به این امید که آن را به دام بیندازد

     

    Guessing what he was about to do,

    گِسینگ وات هی واز اَباوت تو دو

    مورچه حدس زد که او چه کاری می‌خواهد بکند

     

    the ant quickly bit him on the heel.

    دِ آنت کوئیکلی بیت هیم آن دِ هیل

    مورچه سریع پاشنه‌ی او را گاز گرفت

     

    Feeling the pain, the hunter dropped his net.

    فیلینگ دِ پِین، دِ هانتَر دراپد هیز نِت

    شکارچی از درد، تور را رها کرد

     

    The dove was quick to fly away to safety.

    دِ داو واز کوئیک تو فلای اِوی تو سِیفتی

    کبوتر سریع به سوی امنیت پرواز کرد

     

    One good turn begets another.

    وان گود تِرن بیگِتس اَنَدار

    یک نیکی، نیکی دیگری را به دنبال دارد