The Most Beautiful Heart
دِ موست بیوتیفُل هارت
زیباترین قلب
One day, in a heavily crowded place, a young man began shouting.
وان دی، این اَ هِویلی کراودِد پلیس، اَ یانگ مَن بیگَن شاوتینگ
یک روز، در مکانی شلوغ، مرد جوانی شروع به داد زدن کرد
“People, look at me. I have the most beautiful heart in the world.”
“پیپل، لوک اَت می. آی هَیو دِ موست بیوتیفُل هارت این دِ وُرلد”
«مردم، به من نگاه کنید. من زیباترین قلب جهان را دارم»
Many people looked at him
مِنی پیپل لوکت اَت هیم
بسیاری از مردم به او نگاه کردند
and were stunned to see his beautiful heart in a perfect shape, without any flaw.
اَند وِر استاند تو سی هیز بیوتیفُل هارت این اَ پرفِکت شِیپ، ویتاوت اِنی فلا
و از دیدن قلب زیبایش با شکلی کامل و بدون هیچ عیبی، متحیر شدند
It looked quite amazing.
ایت لوکت کوایت اَمِیزینگ
بسیار شگفتانگیز به نظر میرسید
Most of the people who saw his heart
موست آو دِ پیپل هو ساو هیز هارت
بیشتر کسانی که قلبش را دیدند
were mesmerized by the beauty of his heart, and praised him.
وِر مِزمِرایزد بای دِ بیوتی آو هیز هارت، اَند پریزد هیم
شیفته زیبایی قلبش شدند و او را تحسین کردند
However, there came an old man who challenged the young man,
هاوِوِر، دِر کِیم اَن اولد مَن هو چَلِنجد دِ یانگ مَن
با این حال، پیرمردی آمد که به مرد جوان اعتراض کرد
“No, my son, I have got the most beautiful heart in the world!”
“نو، مای سَن، آی هَیو گات دِ موست بیوتیفُل هارت این دِ وُرلد!”
«نه پسرم، من زیباترین قلب جهان را دارم!»
The young man asked him, “Show me your heart, then!”
دِ یانگ مَن اَسکد هیم، “شو می یور هارت، دِن!”
مرد جوان به او گفت: «پس قلب خودت را به من نشان بده!»
The old man showed his heart to him.
دِ اولد مَن شُود هیز هارت تو هیم
پیرمرد قلبش را به او نشان داد
It was very rough, uneven, and had scars all over.
ایت واز وِری راف، آنایوِن، اَند هَد اسکارز اُل اووِر
بسیار زمخت، ناهموار و پر از زخم بود
In addition, the heart was not in shape;
این اَدیشِن، دِ هارت واز نات این شِیپ
علاوه بر این، قلب خوشفرم نبود
it appeared like bits and pieces joined in various colors.
ایت اَپیرد لایک بیتس اَند پیسِز جویند این وِریس کالِرز
تکهتکه و با رنگهای مختلف به هم چسبیده بود
There were some rough edges;
دِر وِر سام راف اِجیز
لبههای ناهمواری داشت
some parts were removed, and fitted with other pieces.
سام پارتس وِر ریموود، اَند فیتِد ویت آذر پیسِز
بعضی قسمتها برداشته شده و با تکههای دیگر پر شده بود
The young man started laughing, and said,
دِ یانگ مَن استارتِد لافینگ، اَند سِد
مرد جوان شروع به خندیدن کرد و گفت
“My dear old man, are you mad?
“مای دیر اولد مَن، آر یو مَد؟
«ای پیرمرد عزیز، دیوانهای؟
See, my heart! How beautiful and flawless it is.
سی، مای هارت! ها بیوتیفُل اَند فلالِس ایت ایز
ببین قلب مرا! چقدر زیبا و بینقص است
You cannot find even a bit of imperfection in my heart.
یو کَنات فایند ایوِن اَ بیت آو ایمپرفِکشن این مای هارت
حتی ذرهای عیب در قلب من نمیبینی
See, yours? It is full of scars, wounds, and blemishes.
سی، یورز؟ ایت ایز فُل آو اسکارز، ووندز، اَند بِلِمیشِز
ببین مال خودت را؟ پر از زخم و جای زخم و لکه است
How can you say your heart is beautiful?”
هاو کَن یو سِی یور هارت ایز بیوتیفُل؟”
چطور میگویی قلبت زیباست؟»
“Dear boy, my heart is just as beautiful as your heart is.
“دیر بوی، مای هارت ایز جاست اَز بیوتیفُل اَز یور هارت ایز
«پسرجان، قلب من به همان اندازه قلب تو زیباست
Did you see the scars?
دید یو سی دِ اسکارز؟
جای زخمها را دیدی؟
Each scar represents the love I shared with a person.
ایچ اسکار رِپریزِنتس دِ لاو آی شِیرد ویت اَ پرسِن
هر زخم نشاندهنده عشقی است که با کسی شریک شدم
I share a piece of my heart with others when I share love,
آی شِر اَ پیس آو مای هارت ویت آذَرز ون آی شِر لاو
وقتی عشق میبخشم، تکهای از قلبم را با دیگران تقسیم میکنم
and in return I get a piece of heart,
اَند این ریترن آی گِت اَ پیس آو هارت
و در عوض تکهای از قلب دریافت میکنم
which I fix at the place from where I have torn a piece!” said the old man.
ویچ آی فیکس اَت دِ پلیس فرام وِر آی هَیو تورن اَ پیس!” سِد دِ اولد مَن
که در جای تکهای که جدا کردهام، میچسبانم!» پیرمرد گفت
The young man was shocked.
دِ یانگ مَن واز شاکد
مرد جوان شوکه شد
The old man continued,
دِ اولد مَن کانتینیود
پیرمرد ادامه داد
“Since the pieces of heart I shared were neither equal
“سینس دِ پیسِز آو هارت آی شِیرد وِر نیدِر ایکوال
«از آنجا که تکههای قلبی که بخشیدم، نه مساوی بودند
nor in the same shape or size,
نور این دِ سِیم شِیپ اور سایز
و نه همشکل و هماندازه
my heart is full of uneven edges and bits and pieces.
مای هارت ایز فُل آو آنایوِن اِجیز اَند بیتس اَند پیسِز
قلبم پر از لبههای ناهموار و تکهتکه است
My heart is not in shape
مای هارت ایز نات این شِیپ
قلبم خوشفرم نیست
because sometimes I do not get love in return
بیکاز سامتایمز آی دو نات گِت لاو این ریترن
چون گاهی از کسانی که به آنها عشق میورزم، عشق بازنمیگردد
from those to whom I gave it.
فرام دُوز تو هوم آی گِیو ایت
از آنهایی که به آنها بخشیدم
Your heart that looks fresh and full with no scars
یور هارت دَت لوکس فِرِش اَند فُل ویت نو اسکارز
قلب تو که تازه و کامل و بدون زخم به نظر میرسد
indicates that you never shared love with anybody.
ایندیکِیتس دَت یو نِوِر شِیرد لاو ویت اِنیبادی
نشان میدهد که هرگز با کسی عشق خود را شریک نشدهای
Isn’t that true?”
ایزنت دَت ترو؟”
آیا این درست نیست؟»
The young man stood still and did not speak a word.
دِ یانگ مَن استود استیل اَند دید نات اسپیک اَ وُرد
مرد جوان خشکش زد و حتی یک کلمه هم حرف نزد
Tears rolled down his cheeks.
تیرز رولد داون هیز چیکس
اشک از گونههایش جاری شد
He walked to the old man,
هی واکد تو دِ اولد مَن
به سمت پیرمرد رفت
tore a piece of his heart and gave the piece to the old man.
تور اَ پیس آو هیز هارت اَند گِیو دِ پیس تو دِ اولد مَن
تکهای از قلب خود را کند و به پیرمرد داد
Many give importance and respect to physical beauty.
مِنی گیو ایمپورتَنس اَند ریسپِکت تو فیزیکَل بیوتی
بسیاری به زیبایی ظاهری اهمیت و احترام میدهند
Yet, real beauty is not physical!
یِت، ریل بیوتی ایز نات فیزیکَل
اما زیبایی واقعی، ظاهری نیست!